احمد احرار- دیداری داشتم با مهندس شریف امامی، دو روز پس از استعفای ایشان از نخستوزیری در 14آبان 1357. علت استعفا را جویا شدم. گفت من با همسرم قرار گذاشته بودم شب که به خانه میآیم جرّ و بحث سیاسی نداشته باشیم چون تمام روز درگیر مسائل سیاسی بودم و خسته و عصبی به منزل میرسیدم و نیاز به چند ساعت استراحت و تمدّد اعصاب داشتم تا بتوانم روز بعد، باز هم با مشکلات دست و پنجه نرم کنم. روز سیزدهم آبان، دیروقت به خانه رسیدم. بهمحض ورود، خانم با چشم اشکبار سینه بهسینۀ من قرار گرفت و پرخاشکنان گفت «پیرمرد، از خودت خجالت نمیکشی؟ این چه فجایعی است؟ چرا بچههای مردم را میکشی؟ مگر وجدان نداری؟!»
مات و مبهوت، این حرفها را میشنیدم و نمیتوانستم معنی آن را درک کنم. هرگز، در طول زندگی مشترکمان چنین برخوردی بین ما صورت نگرفته و چنان الفاظی مبادله نشده بود. بهزحمت بر خودم مسلط شدم و کوشیدم علت آن احوال و رفتار را از زبان خانم بشنوم. معلوم شد تلویزیون جریان زد و خورد مأموران حکومت نظامی با دانشجویان دانشگاه تهران را پخش کرده و خانم، مثل اکثر مردم، صحنههای تیراندازی و ضرب و جرح تظاهرکنندگان را دیده و شوهر خود را در این فجایع مسؤول دانسته است. به هر زبانی بود او را آرام کردم. نشست و مدتی گریست و سپس به اتاق خود رفت. من هم به اتاق خودم پناه بردم و عوض استراحت، تا صبح به خود پیچیدم و این فکر دست از سرم برنمی داشت که وقتی در خانۀ خودمان همسرم نسبت به من چنین احساس و چنین قضاوتی دارد، دیگران چه میگویند و تاریخ دربارهام چه قضاوت خواهد کرد. نزدیک صبح تصمیم خود را گرفتم. روز بعد شرفیاب شدم و درخواست کردم مرا از ادامۀ خدمت در مقام نخستوزیری معذور بدارند.
هر مرد سیاسی در دوران اقتدارش ممکن است با چنین آزمایشی روبرو شود. یکی شب تا صبح به خود میپیچد و خواب از چشمش میگریزد و سحرگاه به آن نتیجه میرسد که شریف امامی رسید. دیگری سر راحت بر بالین میگذارد و خود را با این استدلال قانع میسازد که دشمن خارجی توطئه کرده است، گروهی در داخل با دشمن همدست شده و معدودی افراد نادان را آلت دست قرار داده و آتش فتنه برافروختهاند. باید زد و کشت تا فتنه خاموش و امنیت برقرار و دشمن مأیوس و تداوم حکومت تضمین شود. طرز برخورد با مسأله و رسیدن به نتیجه بستگی دارد به پست و بلند دیواری بهنام وجدان در ضمیر آدمی که اگر پست بود از آن میجهد و به راه خود ادامه میدهد، اگر بلند بود او را متوقف میسازد.
تاریخ، زمامدارانی از هر دو نوع به خود دیده و برخی را در زمان حیاتشان پاداش داده یا به کیفر رسانده است. بعضی را پس از مرگشان. «هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد».
این حکم تنها در مورد حاکمان نافذ نیست، مجریان را نیز که با توسل به روش پیلات، از خود سلب مسؤولیت میکنند، شامل میشود.
«پیلات» حاکم رومی اورشلیم بود. وقتی حکم ارتداد و ضرورت قتل عیسی مسیح از سوی مجمع کاهنان یهود صادر شد، پیلات در اجرای آن تردید داشت و با وجدان خود درگیر بود تا آن که رم حکم را تنفیذ کرد. چون دستور از رم رسید او دستهای خود را شست و فرمان مصلوب کردن مسیح را بهعذر «المأمور معذور» صادر کرد.
امروزه به برکت وجود قانون حقوق بشر و دیوان داوری بینالمللی، در اغلب موارد تاریخ آنقدرها به آمران و عاملان جنایات ضد بشری مهلت نمیدهد که بعد از مرگ به حسابشان رسیدگی شود.
سرنوشت اگوستو پینوشه و اسلوبودان میلوسویچ پیش چشم ما است. در همین حال محاکمۀ دو مأمور اجرا، یکی در آلمان و آن دیگر در آرژانتین ادامه دارد.در آلمان (مونیخ) یوهان دمیانیوک مأمور یک اردوگاه زندانیان یهودی (هولوکاست) در لهستانِ تحت اشغال محاکمه میشود. او 89سال دارد. پیرمردی است مریض و مفلوک که گاه با صندلی چرخدار و گاهی با برانکارد او را به دادگاه میبرند اما همۀ اینها مانع نمیشود که پروندهاش را بعد از چندین دهه ببندند و از گناهش درگذرند.
و اما آن که محاکمهاش در آرژانتین (بوئنوس آیرس) جریان دارد، آلفردو آستیز، 58ساله، سروان پیشین نیروی دریایی، متهم است به مشارکت در عملیات سرکوب و کشتار دوران هفتسالۀ دیکتاتوری نظامی (1983ـ1976) که در برخورد خشونتآمیز با معترضان و مخالفان، حدود 5000 زندانی سیاسی تنها در یکی از بازداشتگاهها مورد آزار و شکنجه قرار گرفتند و سپس معدوم شدند. آلفردو بهاتفاق 18 نظامی، متهمند که در مدرسه فنی نیروی دریایی اجرای این عملیات ضد بشری را طبق دستور مافوق برعهده داشتهاند و اکنون زمان حساب پسدادن آنهاست. چو بد کردی مباش ایمن ز آفات
که لازم شد طبیعت را مکافات
عنوان اصلی این مطلب «دیواری به نام وجدان» بوده است . تیتر از خواندنیها است .
خواندنیها را یاری دهید
از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .
خواندنیها را مشترک شوید
اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود