صدرالدین الهی یک خبر: سر سی نفر را مثل دستگل بریدند
بر اساس خبری که چندی پیش منتشر شد طالبان پنجاه سرنشین یک اتوبوس را در جنوب افغانستان از ماشین پیاده کرده و سر سی نفر را بجرم این که سرباز دولتی هستند، در همانجا بریدهاند.رئیس پلیس قندهار اعلام داشت که این اتفاق در منطقه او رخ داد و کشندگان علاوه بر کشتن این اشخاص، آنان را مثله کرده بودند. رئیس پلیس، ژنرال «مطیعالله قاطی» اعلام داشت که جسد شش تن به این صورت بهدست آمده و اجساد 24 تن دیگر هنوز پیدا نشده است. اتفاق در جاده اصلی که قندهار را در جنوب به شهر شرقی هرات میپیوندد رخ داده است و این منطقه در حقیقت یکی از راههایی است که در ماههای اخیر طالبان در آن دست به این گونه قتلها زدهاند. محل واقعه منطقه «میوند» است که تقریباً در اختیار طالبان قرار دارد و این راه اصلی، راه عبور واحدهای ارتش انگلیس مأمور افغانستان و نظامیهای افغانی است.
حمله اخیر در عداد حملاتی است که طالبان در این اواخر برای بیاعتبار کردن قدرت مرکزی افغانستان و توسعۀ ترس و وحشت به آن متوسل میشوند.از سوی دیگر «قاری یوسف احمد» سخنگوی طالبان اظهار داشت که این عده پس از دستگیری توسط دادگاههای طالبان محاکمه شده و به مرگ محکوم گردیدهاند. او مدعی شد که طالبان مدارک متقنی در دست دارند که این عده عضو ارتش ملی افغانستان بودهاند و قصد عزیمت به پایگاه «لشکرگاه» را در ایالت «هلمند» داشتهاند. او سپس افزود که طالبان قبل از این که سر دستگیرشدگان را ببرند مراتب را به خانوادههای آنان اطلاع دادهاند و گفتهاند که دستگیرشدگان را گردن خواهند زد.
مقامات دولت افغانستان بهشدت ارتشی بودن کشتهشدگان را تکذیب کرده و اظهار داشتهاند که سرنشینان اتوبوس افغانهایی بودهاند که عازم غرب این کشور بودهاند تا در جستجوی کار به ایران بروند. در سال، هزارها افغان از طریق هرات در جستجوی کار عازم ایران میشوند.گلاب منگل استاندار استان هلمند اظهار داشت که سازمانهای حقوق بشر باید به این کار رسیدگی کنند. او همچنین شایعه عزیمت این دسته را به لشکرگاه تکذیب کرده بیاساس خواند. او در یک مصاحبه تلفنی از لشکرگاه اظهار داشت که ادعای طالبان دروغ محض است. آنها عازم هرات بودند تا از آنجا به ایران بروند.
بهعلاوه کشته شدگان از ایالات مختلف به عزم سفر به ایران با هم همراه شده بودند. ژنرال اظهر عظیمی سخنگوی ارتش افغانستان به آسوشیتدپرس اظهار داشت که سربازان افغانی معمولا با کاروانها و کامیونهای نظامی جابجا میشوند یا با هواپیما از پایگاهی به پایگاه دیگر منتقل میگردند.رئیس پلیس اظهار داشت روز بعد از این واقعه، طالبان سعی کردند که اتوبوس دیگری را متوقف سازند اما اتوبوس متوقف نشد و ناگزیر طالبان آتش به سوی آن گشودند و در نتیجه یک کودک کشته و یک مرد زخمی شد.
یک مصاحبه
سفیر روسیه اشتباهات شوروی را بازمیگوید
جان. اف. برنز یک خبرنگار کارکشته و متخصص امور خاور میانه در نیویورک تایمز است. او از عراق، ایران، اردن گزارشهای جالبی ارائه میکند؛ اما آخرین کار او که روز دوشنبه 30 اکتبر در نیویورک تایمز منتشر شده است رنگ دیگری دارد. این یک مصاحبه ـ گزارش است از افغانستان و عبرتهایی که میتوان از آن آموخت.
مصاحبهشونده «ضمیر قابلاف» سفیر امروز روسیه در افغانستان است و صحبت پیرامون آنچه میتوان از تجربههای گذشته افغانستان و اتحاد شوروی دوباره آموخت. او با برنز به صحبت نشست و گزارش ـ مصاحبهای که خلاصه و فشردۀ آن را میخوانید حاصل این گفتگو و نشست و برخاست است.ضمیر قابلاف 54 سال دارد. او یک سفیر معمولی نیست. پیش از این وی مأمور کیجیبی در سالهای 90ـ1980 در افغانستان بوده است. وی از پدر ازبک و از مادر تاتار است. در طول نه سال اشغال افغانستان از سوی شورویها، او فرستادۀ مطمئن دستگاه امنیتی شوروی به کابل بودهاست. وی همچنین در فاصله سالهایی که سازمان ملل بعد از تخلیه افغانستان توسط شورویها و به قدرت رسیدن طالبان در آن کشور بهحساب تاریخ میآید، مشاور سازمان ملل در افغانستان بوده است.
او حالا بهعنوان نفر اول مسکو به کابل بازگشته است. بازگشت او مصادف با زمانی است که شورویها از افغانستان رفتهاند. سفارت شوروی توسط طالبان با خاک یکسان شده و از اواسط سال 90 این محل مرکز اسکان فراریان بوده است. اما حالا سفارت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی نوسازی شده با کفپوش مرمر بینظیر و چلچراغهای خیرهکننده و بر دیواری نام 13500 افسر و سرباز اتحاد شوروی که در جنگهای افغانستان جان باختهاند منقور است.
قریب بیست سال بعد از عقب نشینی مفتضحانه شورویها حالا آقای قابلاف امیدوار است که شکست آمریکا و متحدانش آن آبروی از دست رفته را تا حدی جبران کند. قابلاف میگوید:
متحدان حاکم بر افغانستان درست همان اشتباهات ما را تکرار میکنند. او در این استدلال بر اشتباهاتی که آمریکا پس از سقوط طالبان در افغانستان مرتکب شده اصرار میورزد.
او میگوید که آمریکائیها به پایگاههای پیشین شوروی در افغانستان نقل مکان کردهاند و در شمال کابل مستقر شدهاند. حالا آنها اشتباهات خاص خود را میکنند. اشتباهاتی که ما متأسفانه برای آن حق کپیرایت قائل نشدهایم. آمریکائیها بهسرعت همان اشتباهات ما را تکرار کردهاند. اول از همه نهضتهای مقاومت را نادیده گرفتهاند. فکر کردهاند بهدلیل آن که بهسرعت کابل را متصرف شدهاند این تصرف بدون درد سر خواهد بود. تصرف آسان شهرها، ما را از آنچه در روستاها روی داده و خواهد داد غافل کرده بود. و روستاها جاهایی است که نیروهای مقاومت و مبارزه با تمام قدرت در آن شکل میگیرد.
قابلاف به حساسیت افغانها نسبت به هر گونه تجاوز و تسخیری اشاره میکند و از حمله انگلیسها در 1840 یاد مینماید. او معتقد است که افغانها به هر حال در مقابل متجاوزین خواهند ایستاد. خاصه اگر آنکه تجاوزکننده مسلمان نباشد و زود دست و پایش را جمع نکند و پی کارش نرود. قابلاف میگوید یکی از بزرگترین اشتباهات ما، ماندن در افغانستان بود به جای آن که بعد از انجام کار، آنجا را ترک کنیم. ما بعد از تغییر رژیم، باید کار را تحویل افغانها میدادیم و خداحافظی میکردیم اما این کار را نکردیم.
آمریکائیها هم نکردهاند. ما و آمریکائیها با اتکای به قدرت آتش و برتری خود، آنهم از طریق هوا، ماندگار شدیم در حالی که تلفات جمعیت غیر نظامی هر روز شرایط را دشوارتر میکرد. ما با بمبارانهای تهاجمی خود عملا حقوق انسانی را پایمال کردیم. امروز هم وضع به همانسان است. مطلقاً به همان شکل عمل میشود. بعضی از ژنرالهای اتحاد شوروی دستور محو کامل یک دهکده را که تصور میرفت مأمن مجاهدین است و آنان در پناه مردم معمولی قرار دارند، میدادند؛ کاری که الان ژنرالهای شما میکنند.
نام قابلاف مدت بیست و پنج سال است که با حوادث افغانستان عجین شده. او یکی از معدود بیگانگانی است که با ملا محمدعمر یک چشم رهبر طالبان و بنیانگذار مجاهدین که هنوز هم رهبری را در دست دارد، چهره به چهره روبرو شده است. او در عین این که نگرانی خود را از شکست آمریکا پنهان نمیدارد، قبول دارد که در حمله 2001 به افغانستان، روسیه بخشی از موافقان این حمله برای سرکوب تروریسم بود که روسیه را بیش از آمریکا تهدید میکرد. او معتقد است که روسیه از شکست آمریکا چیزی بهدست نخواهد آورد و میگوید ما همیشه گفتهایم بهتر است با مجاهدین در جلالآباد به جدال برخیزیم تا در عشقآباد که پایتخت ترکمنستان است و در مرزهای جنوبی روسیه قرار دارد.
ما باید خیلی ابله باشیم و کوتاهنگر که از شکست آمریکا در این مبارزه خرسند شویم و طرفدار مردمی بشویم که در مخالفت با ما وقایع 1990 چچن را باعث شدند.
سفیر روسیه فقط گلهمند است که آمریکا از روش روسیه عبرت نگرفته و از حملۀ خود برای بازسازی و مدرنیزه کردن افغانستان سود نجسته است. کاری که روسها از 1950 به این طرف با خرج میلیونها روبل انجام دادند و به کار آموزش، بهبود نقش زنان و سدسازی و جادهسازی و ایجاد یک زیربنای صنعتی کوشیدند.
من میخواهم بپرسم که طرح آمریکا برای فردای افغانستان چیست. حقیقت را بخواهید هیچ طرحی در دست نیست. قابلاف میگوید که ژنرالهای آمریکایی از این که با او به بحث و گفتگو بنشینند احتراز میکنند. وی اقدامات ژنرال آمریکایی «دیوید مککیرنان» فرمانده کل نیروهای متحدین را که قصد دارد تعداد نظامیان را به 65000 تن برساند، تکرار همان اشتباه مسکو در سالهای گذشته میداند. او میخواهد فشار جنگ را با افزودن نفرات، بیشتر کند. قابلاف اظهارمیدارد که تعداد نیروهای شوروی در 1987 به 140000 تن رسیده بود اما شما هرقدر به تعداد نفرات خودیها بیفزایید به همان اندازه مردم را بیشتر تحریک میکنید.
بهنظر او، چاره درد در این است که در اولین فرصت قدرت نظامی به دست نیروهای افغان سپرده شود. آمریکا و متحدانش میخواهند این کار را بکنند اما تا وقتی مردم افغانستان مطمئن نشوند که صاحب ارتشی شدهاند که برای دفاع از سرزمین آنها بهوجود آمده و دستنشانده و مشتری آمریکا نیست، این کار راه به جایی نخواهد برد.
یکی از نشانههای تحقق این فکر مجهز کردن ارتش افغانستان به سلاحهای جنگی ناتو است. آقای قابلاف میگوید باید سربازان افغان را با کاربرد سلاحی چون مسلسلهای M. 16 بهجای کلاشنیکف روسی که دهههاست ارتش افغانستان با آن کار میکند، آشنا کرد.
افغانها نزدیک سی سال است که با کلاشنیکف کار کردهاند و تا آنجا که میدانیم خیلی هم خوب کار کردهاند. اما حالا وقت آن است که این اسلحه روسی را بفرستیم پاکستان در کوره آب کنند و ارتش زمینی را از نو بسازیم.
افغانستان: نه به این سادگی
سرمقاله نوول اوبسرواتور - ژان دانیل
آمریکائیها در آستانه باخت جنگ در عراق هستند و طالبان در شرف بُرد نبرد در افغانستان. در برابر وضعی اینچنین که هیچ مسؤول جدی نمیتواند احتمال آن را نادیده بگیرد، ما در حالتی بسر میبریم که پنداری میخواهیم وقوع این اتفاق را بهتعویق بیندازیم. در برابر وضعی که نیکلا سارکوزی بهوجود آورده و قصد افزودن بر تعداد سپاهیان فرانسوی در افغانستان دارد، فرانسوا فیلون نخستوزیر و برنار کوشنر وزیر خارجه چارهای جز پنهان شدن در پشت سپر همبستگی فرانسه با مردم افغانستان که با اسلامیسم افراطی سر سازگاری ندارند و نیز همگامی با دیگر اعضای اتحادیۀ اروپا، ندارند.
در چنین وضع و حالی یکی از همکاران ژنرال پترائوس اعلام میدارد که شورشیان افغان که در گذشته توانستهاند نیروهای روسی را از مملکت خود برانند قابلیت آن را دارند که این کار را با ابرقدرت آمریکا هم بکنند.
در این ماجرا نمیتوان چیزی را فراموش کرد. اولین نکته آنکه جنگ اول خلیج فارس که در 1991 توسط بوش پدر در برابر حمله صدام حسین به کویت روی داد از سوی همه مردمان جهان و شورای امنیت سازمان ملل متحد بهعنوان یک اقدام درست و یک جنگ بهحق، قلمداد شد و مهمتر از همه آن که این جنگ از سوی اکثریت قریب بهاتفاق اعراب مسلمان مورد تأیید قرار گرفت. با اینهمه این جنگ هنوز در عداد جنگی بهنام مبارزه با تروریسم، طبقه بندی نشده بود و با جنگ با تروریسم که در 2001 توسط بوش پسر اعلام شد و او در این کار جز با تونی بلر نخست وزیر انگلستان با احدی مشورت نکرد، تفاوت کلی دارد.
بهخاطر بیاوریم که همین جنگ هم در آغاز با توجیه معتدل تنبیه القاعده و رهبر آن اسامه بنلادن پس از ویرانگری برج دوقلوی مانهاتن در 11 سپتامبر 2001 شروع شد و چنان طراحی شده بود که جنگ باید به یک پیروزی بیچون و چرای آمریکا منجر شد. چرا که در مرحله اول جز دستگیری هزاران به هدفهایش رسیده بود. باز باید به خاطر بیاوریم که جنگ افغانستان در 7 اکتبر 2001 شروع شد و با استقرار یک حکومت دمکراتیک در این سرزمین پر از ابهام و پیچیدگی باید به پایان میرسید.
این پیروزی در افغانستان طراحان آمریکایی را تشویق کرد که به طرحی که از مدتها پیش در نظر داشتند دست بزنند و در سال 2003 به عراق حمله کنند و متحدان آمریکا و انگلیس را به همراه خود به یک جهاد ضدتروریستی بکشانند جهادی که قطبی را ؟؟ و روی مسلمان منطقه قطبی عوض کرد.چرا شکست شوروی در افغانستان درسی برای طراحان سیاسی نظامی آمریکا نشد؟ جواب این است که در سالهای اخیر همواره وضع به این منوال بوده و نیروهای رهاییبخش بعد از مدتی کوتاه به صورت نیروی اشغالگر در نزد مردم منطقه درآمدند. نیروهای آمریکایی در این سالها در هر جا پس از پیروزی به صورت نیروی اشغالگر تلقی شدهاند و بخصوص در کشورهای مسلمان به همان چشمی نگریسته شدهاند که شورویها، انگلیسها و فرانسویها در گذشته.
در مقابل یک خطای بزرگ هم از اینان سرزده و آن همانا دست کم گرفتن حریف مقابل بوده است و این خطا فقط از جهل در مورد مملکت اشغال شده و سنتهای آن برخاسته است.
در بغداد امروز همه معتقدند و اعتقاد خود را بر زبان میآورند که بوش پسر باید راه پدر را تقلید میکرد و به یک حکومت بنیادی از زیر رضایت میداد. در کابل همه بر این عقیدهاند که طالبان باید کنار زده میشدند و به حکومت وحشت آنان خاتمه داده میشد. بالاخره آمریکائیان هم چنانکه فرانسویان در هندوچین در مورد نیروهای ضد طالبان و اتحاد مخالفان طالبان دچار اشتباه شدهاند.
آمریکائیها گمان میبردند که مخالفان طالبان در یک حرکت همراه آنان خواهند بود در حالی که در پایان سال 2001 مخالفان طالبان جز مناطق محدودی در جنوب شرقی و شمال شرقی مملکت را در اختیار نداشتند.این مخالفان به طرز جدی مورد حمایت آمریکا بودند و آمریکائیها آنان را تعلیم میدادند اما هرگز دانسته نشد که این مخالفان طالبان چه روابطی با دیگران و گروههای مخالف دیگر که از سوی پاکستان حمایت میشدند و از باورهای اسلامی استوار برخوردار بودند دارند و وضعیت آنها نسبت به مسلمانان رادیکال چگونه است.
طالبانیها از 2001 بهکمک نیروهای بینالمللی و پشتیبانی سازمان امنیت نظامی پاکستان و دیگر نیروهای ناتو از قدرت رانده شدند. اما امروز همان نیروهای سرکوبکنندۀ سال 2001 مورد حملۀ همان گروههایی است که کار قاچاق تریاک و هروئین را در دست دارند و عملا حکومت مرکزی افغانستان جز در محدوده کابل کارهای نیست. در چنین شرایطی این درست است که ما به نیروهای فرانسه در افغانستان بیفزائیم و تعداد آنها را به 3000 تن برسانیم؟ من شخصاً فکر میکنم که کشور ما فرانسه، هیچ نفعی در این کار ندارد.
وضع ما در خاور میانه در حالی که ایران سرگرم مستحکم کردن موقعیت خود در حزبالله لبنان و سوریه است باید مورد تجدید نظر قرار بگیرد. برای این کار باید به تمام کشورهای ذینفع هشدار داد و آنان را به مسؤولیتهای خطیر منطقهای خود آشنا کرد. پس از آن باید با توصیههای سازمان ملل در مورد کنار آمدن و نوعی مذاکره با پاکستان و بخشی از طالبان کوشید و با در نظر داشتن این عوامل، نسبت به نگهداری نیروهای فرانسه در افغانستان اندیشید.
خواندنیها را یاری دهید
از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .
خواندنیها را مشترک شوید
اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود