خواندنیها - Khandaniha - حاج آقا حسین و مهریه عروس !

• یکشنبه ۵ آبان ۱۳۸۷ - ۲۶ اکتبر ۲۰۰۸    » لینک مستقیم    چاپ کنید

حاج آقا حسین و مهریه عروس !

خیر اندیش
خانم فاطمۀ میرشمس، استاد رشتۀ فقه و حقوق دربارۀ «مهریه» نظراتی اظهار فرموده و مهریه‌های سنگین را از موانع اصلی ازدواج دانسته‌اند. به‌نظر می‌رسد این خانم حقوقدان، مسأله را منحصراً از زاویۀ علمی نگریسته و به جنبه‌های عملی آن توجه نداشته‌اند.

این گونه مباحث را باید با عینکی که«علما» به چشم می‌زنند مورد مطالعه قرار داد.

فرموده‌اند «یکی از دانشجویانم مهریه‌اش 3 باغ انار، 6 سکه طلا و 10 قیراط برلیان بوده است» و افزوده‌اند «رسم مهریه در ایران باستان و حتی در آئین زرتشتیان وجود داشته و از ارکان ازدواج بوده است. هر زمان که قصد ازدواج داشتند قباله‌ای را تنظیم کرده و مهریه زن را در آن قید می‌کردند. متن قباله‌های قدیمی که موجود است، نشان می‌دهد مهریه‌ای که همیشه برای زنان مقرر می‌شد نه‌تنها طلا و جواهر بوده، حتی در طول ازدواج نیز به‌نحوی نسبت به اموال مرد حق پیدا می‌کردند.»

در کتاب مستطاب «فلسفۀ احکام» منطبعۀ شهر مقدس قم، شرح مبسوطی راجع به مهریه و ارتباط آن با مسأله وراثت مندرج است که تصور نمی‌کنم از نظر سرکار خانم میرشمس گذشته باشد.
مؤلف می‌نویسد «ازجمله موضوعاتی که بسیاری از مردم، مخصوصاً جوانان سؤال می‌کنند این است که زنان با این که از نظر قوای جسمی ضعیفتر از مردان هستند و باید بیشتر مورد عنایت واقع شوند، پس چرا آئین اسلام ارث آنها را نصف مردان قرار داده و با این عمل حقوقشان را ضایع کرده است. این مطلب را در دنیای کنونی نه‌تنها بسیاری از افراد به‌عنوان مشکل بزرگ مطرح می‌کنند بلکه در جهان دیروز هم این موضوع را از رهبران عالیقدر اسلام پرسش نموده‌اند. جوابی که آنان به این سؤال داده‌اند این است که چون زنان موقعی که ازدواج می‌کنند مهریه و مخارج زیادی از شوهران می‌گیرند و بعداً هم تأمین تمام نیازمندیهای زندگی از قبیل خانه و لباس و غذا به‌عهدۀ مردان است و زنان این گونه مخارج را ندارند، بدین جهت آئین سعادت‌بخش اسلام ارث آنها را نصف مردان قرار داده است. قال‌الرضا علیه‌السلام علت ‌اعطاء ‌النساء ما یعطی ‌الرجال...»

و بر روایت منقول از حضرت رضا، نظریه دکتر گوستاو لوبون را می‌افزاید که اگر پای منبر واعظان نشسته باشید اسم او را زیاد شنیده‌اید و می‌دانید که استناد به نظریات این پزشک و جامعه‌شناس فرانسوی (1931 ـ 1841) تکیه‌کلام بسیاری از آنهاست:

«گوستاو لوبون می‌گوید احکام ارث در اسلام را با احکام ارث انگلیس و فرانسه با یکدیگر مقایسه نموده‌ام. راجع به زنان شوهردار که می‌گویند دین اسلام با آنها به‌طور انصاف رفتار نکرده معلوم می‌شود که هیچ پایه و مایه‌ای بر آن نیست بلکه نسبت به احکام ارث ما اسلام حقوق آنها را بیشتر مراعات کرده است. زنان اسلام نه این که فقط مَهر می‌گیرند بلکه املاک شخصی آنها هم کاملا در دست تصرف خود آنهاست و برای هزینه و مصارف خانوادگی دیناری ملزم نیستند پرداخت نمایند و هر وقت طلاق داده شوند لباس و مخارج خود را باید بگیرند و هرگاه شوهر وفات کند زن تا یک سال از اموال او مخارج خود را گرفته و از باقیمانده ثروت همسرش نیز سهم معینی به او داده می‌شود».

و ا ما همان طور که لابد شنیده‌اید پیچ شرع در دست علماست، آن را به هر طرف که اراده کنند می‌چرخانند. در مورد مهریه یا «صداق»، آن بزرگواری که عقدنامه صادر می‌کند کافی است در برابر ده باغ و صد سکه طلا و الماس و برلیان و غیره،دو کلمه بنویسد «عندالقدره و الاستطائه» و پرداخت مهریه را مشروط کند به فراهم بودن قدرت و استطاعت، یعنی کشک!عکسش هم البته اتفاق می‌افتد.

یکی از اهالی قم، عیالی داشت از خودش سالخورده‌تر و دولتمندتر. مرد، اموال و املاک خانم را به وکالت از جانب او اداره می‌کرد. خانم را کسالتی به‌هم رسید و آقا نگران شد که مبادا با درگذشت وی، برای تصاحب اموال و املاک متعلّقه با مشکل برخورد کند. عیال را راضی کرد که اموال و املاک را در زمان حیات خود، به او صلح کند.

مرحوم آیت‌الله‌ حاج آقا حسین قمی ، مرجع تقلید آن زمان در قم می‌زیست. برای انجام تشریفات و تحریر و تصدیق صلحنامه، از آن بزرگوار دعوت شد. سفره‌ای گستردند و ناهاری خوردند و بعد از ناهار، خانم در پشت پرده نشست و از طرف آیت‌الله مورد سؤال قرار گرفت.
آیت‌الله قمی مردی بود به‌غایت متقی و در امور شرعی مقید و محتاط.

از خانم پرسید :
آیا شما می‌دانید که با این صلحنامه، اختیار اموالتان را از دست می‌دهید؟
خانم گفت اشکالی ندارد. هم الان هم شوهرم در ادارۀ اموال و املاک من صاحب اختیار است.
پرسید آیا می‌دانید این حقی که به او می‌دهید قابل برگشت نیست؟
خانم جواب داد: اشکالی ندارد.
آیت‌الله برای محکم‌کاری به دنبال چند سؤال دیگر از همین قبیل، گفت:
آیا می‌دانید که وقتی این صلحنامه نوشته شد شوهرتان می‌تواند شما را از خانه بیرون کند و شما هیچ حقی بر گردن او نخواهید داشت؟
خانم تأملی کرد و گفت: خیر آقا، این را نمی‌دانستم... پس فعلا دست نگهدارید...
شوهر که کلافه شده بود اختیار از دست داد. برخاست و گفت:
حاج آقا حسین! ر....م به این صلحنامه نوشتنت!
 
 
خواندنیها را یاری دهید

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .
 
خواندنیها را مشترک شوید
اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود