• شنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۷ - ۱۸ اکتبر ۲۰۰۸    » لینک مستقیم    چاپ کنید

گزارشی از غسالخانه و کفن و دفن در تهران

کمبود قبر برای مرده ها
محمود رضاييان، مديرعامل سازمان بهشت زهرا،می گوید يک تهران ده ميليونى است و يک بهشت زهرا، كه آنهم از اواخر آبان ماه، دیگر جايى براى دفن مرده ها ندارد.وی در گفت و گو با خبرگزاری «فارس» در باره کمبودفضا برای قبر می گوید : « اگر شهرداری تهران، زمين های جديدی در اختيار اين سازمان نگذارد، ممکن است از اواخر آبان، ديگر مرده ای در بهشت زهرا پذيرش نکنيم، چرا که تا به الآن هم از فضاهای غيرممکن استفاده کرده ايم.»

ساخت گورستان در "تلو" شرق تهران با مخالفت ارتش و سازمان حفاظت محيط زيست، نيمه کاره رها شده است. ارتش که مالک این زمينها است به دليل مسايل امنيتی و نظامی اجازه ساخت گورستان در اين منطقه را نمی دهد.سازمان محيط زيست نيز با اين استدلال که تلو روی خط گسل قرار دارد و در صورت بروز هر حادثه ای، آب غسالخانه وارد رود خانه جاجرود می شود و توليد آلودگی می کند، به جمع مخالفان پيوسته است. واما در بهشت زهرا چه می گذرد :


حدود 130 نفر در روز با برانکارد هاي آهنين از در غسالخانه وارد مي شوند و بعد از شستشو و تکفين براي به خاک سپردن از دري ديگر خارج مي شوند. معمولا بيشتر از 20 دقيقه طول نمي کشد تا مرده اي شسته و به خانواده اش تحويل داده شود.اما گاه شستشو تا يک ساعت طول مي کشد مثل همين متوفي. از پزشک قانوني آوردنش از گوش هايش خون جاري است هر چقدر هم شسته مي شود، فايده اي ندارد با هر تکان، خون بيشتري از بدنش خارج مي شود. وان پر از خون شده است خانواده اش گريه مي کنند، با دستانشان محکم به شيشه مي کوبند، يکي از غسال ها کيسه اي مي آورد و سر متوفي را داخلش قرار مي دهد تا خون از سرش جاري نشود....

بهشت زهرا وسط هفته

برخلاف آخر هفته ها که اتوبان منتهي به بهشت زهرا حسايي شلوغ مي شود امروز در يک وسط هفته پاييزي روز آرامي را سپري مي کند البته احتمالا براي آدم هاي شهري که تنها پنجشنبه و جمعه ها مسيرشان را به اين سمت کج مي کنند، چنين شرايطي حاکم است. وگرنه براي نوجوانان گل فروش حاشيه اتوبان و براي مرده هايي که امروز پيمانه عمرشان سر آمده و راهي قبرستان شده اند پنجشنبه و جمعه اي وجود ندارد...


مرده ها عزیزند
سکوت مرگباري بهشت زهرا فرا گرفته است؛ جز چند نفري که بصورت پراکنده اين طرف و آنطرف پاي قبري نشسته اند انسان دوپاي ديگري ديده نمي شود اما همين چند نفر هم گاه گره گشاي جماعتي اند که سرگردان نشاني پشت سر هم راه افتاده اند. اکثر آنهايي که براي تشيع جنازه مرده اي به بهشت زهرا مي آيند يک راست مي روند پشت مقبره هاي خانوادگي جايي که ميت آنجا شسته و تکفين مي شود برايش نماز مي خوانند و با آمبولانس به سمت محل تدفين مي برند.

سکوت وسط هفته بهشت زهرا يک طرف و شلوغي اطراف غسالخانه يک طرف. بيچاره مرده ها نمي دانند آنهايي که امروز براي تشيع جنازه‌شان جمع شده اند قرار است تا ساعتي ديگر آنها را در ميان همان مردگاني به خاک بسپارند که مدت هاست در اين انتظار بسر مي برند که يکي از اعضاي خانواده شان به سراغشان بيايد و آبي روي قبرشان بريزد و فاتحه اي بخواند و....

دير اومدي... ديدي از دستم رفت... بدبخت شدم..." همديگر را در آغوش مي گيرند و يکديگر را تسلي مي دهند. هر چه در مورد تنهايي و وداع و دوري باشد اينجا مهم و ارزشمند است اصلا خود مرده عزيز و دردانه است زنده بودن عادي شده است عادي تر از هميشه... محوطه غسالخانه و گريه ها و ضجه هاي مردم بد جوري آدم را اذيت مي کند. اصلا محل خوبي براي قرار گذاشتن و ديد و بازديد نيست اما مثل اينکه اين جماعت هيچ بهانه و جاي ديگري جز اينجا پيدا نکرده اند گروهي از اين مردم که حال به بهانه مرگ فردي دور هم جمع شده اند سالهاست همديگر را نديده اند...

قبر اکازیون10میلیون تومانی
پس از اينکه گواهي فوت از پزشك مربوطه، بيمارستان و يا پزشكي قانوني صادر شد متوفي به بهشت زهرا انتقال پيدا مي کند که در اين بين آنهايي که از بضاعت مالي بيشتري برخوردارند با ماشين هاي مدل بالاي گل زده و تزئين شده مرده شان را تا بهشت زهرا بدرقه مي کنند... مردي در ميان قبور خالي بهشت زهرا به دنبال يک قبر در قطعه اي خوش و آب هوا است تا ناغافل آفتاب روي سنگ قبر نيفتد و مرده اذيت نشود!


مسئول مربوطه مي گويد: يک قبر در قطعه 14 داريم؛ قيمت 10 ميليون. مرد جواب مي دهد: رديف و شماره چند مي شود؟ نزديک خيابان است؟ اطرافش درخت است؟... اينجا آدم را ياد بنگاه‌هاي معاملات ملکي مي اندازد؛ طرف وارد مي شود و شرايطش را مي گويد و سر قيمت خانه چانه مي زند و بنگاهدار هم تا مي تواند ويژگي هاي مثبت خانه را به رخ خريدار مي کشد. اما يک تفاوت اساسي وجود دارد اينجا ديگر آپارتماني و مستقل بودن شرط نيست داشتن تراس، آسانسور، شوتينگ زباله و آيفن تصويري هم مهم نيست.

اينجا خانه يک قبر دومتري است که بهترين شرايط و امکاناتش در دسترسي به آب و مسير مناسب، دنج و ساکت، زير سايه درختان بودن خلاصه مي شود. البته بماند که اين شرايط را هم همين زنده ها ايجاد کردند تا خودشان راحت‌تر بتوانند سر قبر مرده شان بيايند وگرنه براي مرده چه فرقي مي کند زير سايه درختان تدفين شود يا زير تيغ آفتاب...

مرده حسابي عزيز شده است، چند نفر باهم مي روند سراغ کارهاي تدفينش. يکي جواز فوتش را مي گيرد، ديگري در صف بانک مي ايستد، جواني دنبال دريافت برگه شستشو، برگه حمل به مزار، فيش تابلوي موقت، ترمه و برگه كامپيوتري جهت دفن... آن يکي شناسنامه متوفقي را باطل مي کند... هر قدر که در دنياي زنده ها کارها با دعوا، هراس، التماس و پارتي پيش مي رود، وقتي مردي کارهاي تدفين ظرف يکي دو ساعت انجام مي شود، ظرف ده دقيقه جواز دفن صادر مي کنند، شناسنامه باطل مي کنند، قبر مي خرند و مرده را مي برند تا شسته شود...

مرده شوری
تنديِ بوي کافور که توي سر مي پيچد حسابي آدم منگ مي‌شود؛ هنوز منگي اش از سر بيرون نرفته که ضجه ها و ناله هاي جماعت عزيز از دست داده اضافه مي شود. چقدر شلوغ است. مردم دسته دسته با چهره اي اشک آلود وارد مي شوند. يک سالن اصلي با نوري نسبتا کم و گرم، دو طرف سالن با شيشه هاي مشجر با ضخامت سه سانتي متر پوشانده شده که تنها باريکه اي از اين شيشه ها براي تماشا باز است! راستي تماشاي چه؟...

اينجا غسالخانه است گرم و تاريک... حداقل آنجايي که زنده ها مجاز به ايستادن اند که جز اين نيست. اما پشت اين شيشه ها اوضاع بهتري حاکم است؛ نور کافي، آب فراوان، هواکش، سکو و وان هاي سنگي سردي که انتظار مرده ها را مي کشند... دنياي زنده ها اينطرف با ناله و شيون عجين شده است. سراسيمگي و تشويش در چهره ها موج مي زند انگار که چيزي را از دست داده اند. اما آنطرفي ها که پشت اين شيشه هاي ضخيم اند صوت قرآن و صلوات مي شنوند و پاک و تميز مي شوند؛ درست مثل زماني که مي خواستند وارد دنيا شوند... اين طرفي ها سر و دست مي شکنند، از سر و کول هم بالا مي روند، فرياد مي زنند و ناله مي کنند تا از پشت شيشه ها شستن و حمام کردن مرده ها را نظاره کنند اما آنطرفي ها در سکوت به سر مي برند، نظاره مي‌کنند و دستشان کوتاه است و زبانشان بسته...


پارتي بازي در شستشو
هر چقدر هم که متوفي پول دار باشد و با تشريفات خاص وارد بهشت زهرا شود و قرار باشد در خانه اي اکازيون با هزاران حلقه گل سکني گزيند و دهها مراسم ترحيم ميليوني برايش برگزار شود باز وقتي پايش به اينجا مي رسد مي شود يک متوفي مثل تمام آنهايي که مرده اند. "قانون" اينجا حکم مي کند متوفي مثل تمام مرده ها با برانکارد آهني غسالخانه وارد و از دري ديگر خارج شود. تنها چيزي که اينجا ارزش ندارد نام، نشاني، شهرت و مقام افراد است همه مرده ها بايد منتظر باشند تا نوبت شان شود اينجا کارها عين مساوات است... برانکاردي وارد مي شود، چشم‌ها کنجکاوتر از هميشه در تلاش اند تا قبل باز شدن کاور و چسباندن نام متوفي روي شيشه، مرده را شناسايي کنند. خودش است؟... نه فکر نکنم اين باشد...اين خيلي لاغر است...

كاوري كه متوفي در آن قرار دارد باز مي شود. چهار غسال با روپوش هاي سفيد، پيش بندهاي سبز، دستكش هاي زرد و چكمه هاي سفيد با گفتن يا ابوالفضل متوفي را بلند کرده و او را روي سنگ شست وشو قرار مي دهند. صداي شيون دردناک‌تر از هميشه به گوش مي رسد زني سرش را به شيشه مي کوبد آن يکي از درد بي مادري فغان مي کند و ديگري... هر حركتي كه به متوفي داده مي شود اين طرفي ها صداي ناله هايشان را بالاتر مي برند و خود زني ها يشان را بيشتر مي کنند اما زنده هاي آنطرفي آرام و استوار ذکر مي گويند و صلوات مي فرستند...

حدود 130 نفر در روز با برانکارد هاي آهنين از در غسالخانه وارد مي شوند و بعد از شستشو و تکفين براي به خاک سپردن از دري ديگر خارج مي شوند. معمولا بيشتر از 20 دقيقه طول نمي کشد تا مرده اي شسته و به خانواده اش تحويل داده شود.اما گاه شستشو تا يک ساعت طول مي کشد مثل همين متوفي. از پزشک قانوني آوردنش از گوش هايش خون جاري است هر چقدر هم شسته مي شود، فايده اي ندارد با هر تکان، خون بيشتري از بدنش خارج مي شود. وان پر از خون شده است خانواده اش گريه مي کنند، با دستانشان محکم به شيشه مي کوبند، يکي از غسال ها کيسه اي مي آورد و سر متوفي را داخلش قرار مي دهد تا خون از سرش جاري نشود...

يک نفر آب مي ريزد، سدر و كافور ريخته مي شود، ميت حنوط داده شده و با شلنگ شسته مي شود در همين حال يکي از غسال ها(خلعت بر) از روي ديوار پارچه هاي خلعتي برمي دارد و روي سنگ خلعت پهن مي کند. متوفقي کاملا شسته شده است؛ يازهرا(س) مي گويند و متوفي را روي سنگ خلعت قرار مي‌دهند. پنبه ها را داخل گوش و دهان متوفي مي کنند ديگر از گوشش خون نمي آيد خلعت ها به او پوشانده و بندهاي كوتاه و بلند دو سر كفن متوفي گره مي خورد.

تمام شد... تغسيل و تکفين شد! زنان شيون کنان از در غسالخانه بيرون مي روند تا مرده شان را تحويل بگيرند، برچسب مشخصات متوفي روي كفن چسبانده مي شود. متوفي روي برانكارد آهني كه روي زمين سالن اصلي غسالخانه قرار دارد گذاشته مي شود و توسط كمك غسال به بيرون فرستاده مي شود.رواج تشريفات بي‌اساس در امر تدفين اين روزها گريبان پايتخت نشينان را گرفته است به طوري که گاه مجلس ترحيم يک متوفي بيش از دو برابر يک مجلس عروسي مفصل هزينه در بر دارد.

سنگ قبر لوکس
در سالهاي قبل که اکثر قطعات بهشت زهرا قبرهاي يک طبقه داشت فروش سنگ هاي کوچک با استقبال بيشتري مواجه بود که با دو طبقه اي شدن قبر ها آنهايي که هر دو طبقه را مي خرند ترجيح مي دهند از سنگ هاي گرانيت با سايز بزرگتر استفاده کنند تا زماني که خواستند از طبقه دوم قبر براي دفن مرده ديگر استفاده کنند نيازي به خريد دوباره سنگ قبر نداشته باشند.


اين جملات را محمدرضا رزاق زاده، سنگ فروش، در خصوص تمايل مردم به خريد سنگ قبر با قيمت هاي متفاوت مي‌گويد ووی توضیح میدهد : با توجه به تزييني بودن سنگ قبر کيفيت سنگ انتخابي بايد با اين هدف سازگار باشد، يعني، رنگارنگ و خشن نباشد و براحتي قابليت بريده شدن و حفظ وضوح نوشته‌هايي که بر آن کنده مي‌شود را داشته باشد.

رزاق زاده سنگ پرتلند، گرانيت دارتمور، مرمريت، انواع گابروها و سنگ لوح را جزو مهمترين سنگ قبرها در سراسر دنيا دانست و می گوید:در حال حاضر سنگ پرتلند بخاطر کمرنگي يکنواخت اش، هواداران بسياري در دنيا دارد و خصوصيتهاي آن به عنوان يک آزاد سنگ سبب شده است که به آساني بتوان بر روي آن کار کرده و نوشته‌هايي را حک نمود.

وی در باره تقاضاي مردم براي خريد سنگ هاي گران قيمت معتقد است که سنگ فروشان بنا بر تقاضاي مشتري سنگ قبر را مي سازند و در صورتي که کار بيشتر روي سنگ قبر شود قيمت سنگ افزايش خواهد يافت.

همچنين وي وجود واسطه ها و بعضي از موسسات که خدمات مراسم ترحيم ارائه مي دهند را از جمله عوامل گران شدن قيمت يک سنگ قبر سفارشي دانست و افزود: بسياري از اين موسسات با سنگ فروشان خاصي در ارتباط هستند و از آنجا که مشتريان اين موسسات اغلب اقشار پر درآمد جامعه هستند از فرصت استفاده و سنگ هاي نامرغوب را به آنها مي دهند.

اين سنگ فروش در ادامه مي گويد: متاسفانه بسياري از مردمي که هزينه هاي ميليوني براي خريد سنگ مي دهند تحت تبليغات بازار قرار گرفته و به علت ناآشنايي با مشخصات سنگ خوب فريب ظاهر زيبا و شيک سنگ را خورده و سنگ هايي با کيفيت نامناسب را انتخاب مي کنند.

وي در خصوص سنگ قبرهاي چيني و هندي که چند وقتي است وارد بازار سنگ شده است، مي گويد: در مقايسه با ساير سنگ ها، سنگ قبرهاي هندي و چيني ظاهري شيک و ارزان قيمت دارند اما به دليل پرسى بودن بسيار زودتر از ساير سنگ قبرهاى خارجى شكاف خورده و از بين مى رود به طورى كه بسيارى از افرادى كه اين سنگ ها را مي خرند پس از گذشت چند ماه مجبور به تعويض سنگ قبر مي شوند.

يک قبر گرانتر از مسکن
بسياري از خانواده ها ترجيح مي دهند هزينه اي 40 برابر قيمت يک قبر معمولي را صرف کنند تا در قطعه اي خوش و آب هوا(!) که امکان دسترسي آسانتر به آن وجود دارد براي مرده خود قبر تهيه کنند. افزايش قيمت قبر در ايران در حالي روند صعودي خود را حفظ کرده است که شواهد نشان مي دهد در حال حاضر قيمت يک قبر دومتري از قيمت مسکن در مناطق شمال شهر تهران نيز بالاتر است.

در حال حاضر قيمت قبر هاي يک طبقه در قطعات 253و 254 بهشت زهرا در حدود 60 تا 70 هزار تومان و قبرهاي دوطبقه در همين قطعات حدود 200 هزار تومان برآورد مي شود. اما بنا بر گزارش برنا بسياري از خانواده هاي متوفي ترجيح مي دهند هزينه اي گاه 40 برابر اين مبالغ را صرف کنند تا در قطعه اي خوش و آب هوا(!) که امکان دسترسي آسان‌تر به آن وجود دارد براي مرده خود، قبر بخرند.

نقاط معروف و مرغوب و قطعات قديمي بهشت زهرا متعلق به 30 تا 35 سال پيش با قيمت هايي افزون بر 15 ميليون تومان خريداري مي شود. خريداري اين قبور درحالي در ميان طبقات مرفه جامعه طرفدار دارد که به گفته محمود رضاييان، مديرعامل سازمان بهشت‌زهرا‌(س) تنها از طريق فروش اين قبور است که شهرداري مي تواند به جبران هزينه‌هاي اضافي ساخت قبر بپردازد.

يکي از اعضاي خانواده یکی از مرده ها مي‌گويد: براي من قيمت قبر چندان مهم نبود فقط مي خواستم جايي که براي مادرم انتخاب مي کنم خوب و مناسب باشد و ما بتوانيم در سکو ت کامل به ملاقاتش بياييم. بنابراين يک قبر در قطعه 15 به قيمت 8 ميليون تومان خريدم فکر مي کنم مادرم هم راضي است!

اموات مدفون در بهشت زهرا را اینجا پیدا کنید
 
 
خواندنیها را یاری دهید
از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .
 
خواندنیها را مشترک شوید
اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود