شادروان اسدالله مروتی بنیانگزار رادیو صدای ایران
صدرالدین الهی اسدالله خان مروتی درگذشت. حتماً درباره او بسیار خواهند نوشت. اما من که این مرد را از سالهای دور و دیر کیهان ورزشی میشناختم فقط میتوانم دربارهاش بگویم مرد پیوندها و مهربانیها بود و جز به نیکی نمیاندیشید.در سالهای دو حزبی بودن ایران، اسدالله خان عضو حزب مردم و از نزدیکان پروفسور عدل بود. تازه سر در پی ورزش نهاده و تیمسار خاتم را قانع کرده بود که باید برای تیم نیروی هوایی یک سازمان باشگاهی داد و آن را به میدان مسابقات باشگاههای تهران کشاند و چنین کرد و تیم عقاب را سر و سامان داد.
من در کیهان ورزشی کاری به کار فوتبال نداشتم به دو دلیل؛ یکی آن که براستی از این بنده داناتر در این کار بسیار بودند و دوم آن که چم و خم این ورزش را از جهت سیاست ادارهکنندگان باشگاهی نمیشناختم و دلم هم نمیخواست که بشناسم. از بعد از مسابقه بزرگ تاج و شاهین که کیهان ورزشی با کمک مرحوم فرهاد هرمزی بهراه انداخت و بهقول هرمزی «مثل توپ صدا کرد»، بنده ترجیح دادم که این کار را به «اهل» آن بسپارم.
اما در این میان یک استثنا وجود داشت و آن اسدالله خان بود با آن لبخند مهربان و مردمدارش که هر وقت به دفتر کیهان ورزشی میرسید، یکراست میآمد سراغ من و اگر مشکلی داشت معالواسطه بنده با رفقا در میان میگذاشت. گاهی هم نقی میزد که تو چرا عضو حزب مردم نمیشوی و جوابی بهشوخی میگرفت که سیگار، سیگار اشنو، نان، نان سنگک و حزب، حزب توده و والسلام. وکیل مجلس هم که شد همان بود که بود و بعد اینجا آمدیم و او دست به کاری زد کارستان. رادیو درست کرد بیآنکه سابقهای در این کار داشته باشد و آدمهایی را گرد خود جمع آورد که همه حرفهای و اهل کار خبر و رادیو بودند.
رادیو صدای ایران بزودی مرجع مورد قبول همۀ ایرانیان بهتبعیدآمده شد و اسدالله خان با بزرگمنشی و سعۀ صدر به همۀ مبارزان برونمرزی مجال داد که در این رادیو حرفشان را بزنند؛ هرچند که حرفشان با سلیقۀ شخصی او همخوانی نداشته باشد.
و ما چقدر بدیم و حقناشناس که در این سالها هر وقت کسی حرفی برخلاف میلش از رادیو شنید او و همکاران و دستگاهش را به انتساب به گروه خاصی متهم کرد. هرگز اینطور نبود. گاهگاهی که تلفنی با هم حرفی میزدیم از سالهای دور یاد میکرد و با من میگفت الهی جان، من این کار را برای هیچ هدفی جز رهایی ایران نکردهام . هر چه میخواهند بگویند من به وطنم دینی دارم که باید ادا کنم.
و نکته آن که این مرد دوستداشتنی مدیر باشگاه عقاب هرگز از باورهایش در مورد رژیمی که در آن بالیده بود عدول نکرد. از دستۀ نمک خورها و نمکدان شکنها نبود. از گذشتگان بهاحترام یاد میکرد و سعی بر این داشت که شکستگیها را التیام بخشد. چندین بار که اتفاق افتاد بهمناسبتی در لسآنجلس با او شام یا ناهاری خوردم همچنان از کیهان ورزشی که گاهی هم چندان به تیم عقابش مهربان نبود، به نیکی یاد میکرد و آن را نقطۀ عطفی در کار ورزش ایران میدانست.
آرام بود. آرام سخن میگفت و آرامش را با خود به همه جا میبرد. از پسرش علیرضا که عصای دست او در کار رادیو شده بود، سخت خرسند و راضی بود. و امید من آن است که رادیو صدای ایران همچنان بماند که اسدالله خان میخواست: یک مومیایی برای بستن شکستگیها و سر پا نگهداشتن این «اپوزیسیونی» که این روزها همه به کار در هم شکستنش برخاستهاند. با یاد اسدالله خان مروتی و بهاحترام او و بهشیوۀ سالهای ورزشی مینویسم:
از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .
خواندنیها را مشترک شوید
اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود