صدرالدین الهی خدا حفظ کند دوست عزیز و قدیم من عباس پهلوان را که بیشتر از خود این بنده به کارهایم توجه دارد. هفته پیش در جنجال قضیه تکذیب صاحبان نام از قرار دادن بیاجازۀ نامشان در پای یک اطلاعیه، پهلوان که گویا آرشیو مرتب و منظمی دارد و اگر نداشته باشد نمیتواند هر روز یک روزنامۀ سرپا و خواندنی و خبری را در لسآنجلس منتشر کند، از سری یادداشتهایی که سالها پیش تحت عنوان یادداشتهای ینگهدنیا برای مجله روزگار نو اسماعیل پوروالی در پاریس مینوشتم تکهای را جدا کرده و نقل کرده بود که در حقیقت یک یادداشت بود و یک نقل از دکتر جلال متینی که امسال مجله ایرانشناسی او بیستساله شده و وی ده سال پیش به این موضوع بهصورت علمیتری نگاه کرده بود. پس از خلاصه مطلب اکسپرس، بد ندیدم این بازیافته بهلطف پهلوان را بهعنوان نظر شخصی خود و پیشنهاد دکتر متینی را بهعنوان یک سخن وطنپرستانه نقل کنم:
برای آنها که گاهی فیلشان یاد هندوستان میکند
هر زمان که ایران به نابسامانی اقتصادی و اجتماعی گرفتار میآید، بلافاصله فیلهای تجزیهطلب یاد هندوستان «استقلال» میکنند.دوست داشتن ایران در تمامیت ارضی آن، مثل دوست داشتن کاشیهای معرق و رنگارنگ ایرانی است که تجزیه آن چیزی جز سُفالی یکرنگ و ای بسا بدرنگ بهجا نمیگذارد.
بهتازگی دیدم باز صحبت آذربایجان و خلق آذری و زبان آذری بهمیان آمده است. در دل شکستگی سالهای دراز تجربۀ ناموفق این فرضیه با خود بودم و میاندیشیدم که چگونه باید به این سر و صدا جواب داد؟ که در مجله «ایرانشناسی» پاسخ این سؤال را بهصورت فشرده و موجزی در مقالهای تحت عنوان «پیشنهاد» که استاد ایراندوست دکتر «جلال متینی» نوشته بود، یافتم و دریغم آمد که بخش پایانی مقاله او را که از تعصب و یکسویهنگری خالی و از عشق به ایران سرشار است، نقل نکنم.
دکتر «متینی» پس از آن که در متن بهتفصیل به مسائلی از قبیل تعدد قومیت در ایران واحد، اطلاق نادرست زبان آذری ـ که یک زبان ایرانی است ـ به ترکی آذربایجانی رایج در آذربایجان امروز، سعی در تُرک نشان دادن شاعران بزرگ فارسیزبان و اهمیت این نکته که آذربایجانیها ایرانی هستند نه ترک و... پرداخته: (شماره دوم سال دهم) پیشنهادهای خود را فشرده و خلاصه ارائه داده است. این پیشنهادها به همه سؤالهای آدمهایی که ایران را دوست میدارند جواب میدهد و باید آنها را بکار بست.
پیشنهاد
از: دکتر جلال متینی
ایران کشوری کثیرالمله یا مرکب از اقوام مختلف نیست.
ضبط نام آذربایجان در زبانهای اروپایی Azarbaijan است نه Azerbaijan.
جمهوری آذربایجان شوروی سابق را «اران» یا «اران قفقاز» بنامیم.
از بهکار بردن «آذربایجان شمالی» و «آذربایجان جنوبی» خودداری کنیم.
هموطنان ما ساکنان آذربایجان، و آذربایجانی هستند نه «آذری».
از بکار بردن کلمه «ترک» برای نامیدن هموطنان آذربایجانی خود جداً بپرهیزیم. آنان «ایرانی» هستند مانند دیگر ساکنان ایران.
ساکنان جمهوری آذربایجان شوروی سابق را مطلقاً «آذربایجانی» نخوانیم.
زبانی که هموطنان ما در آذربایجان در چند قرن اخیر به آن سخن میگویند «ترکی» است که آن را «ترکی آذربایجانی» نیز میتوان خواند.
از بکار بردن کلمه «آذری» (که نام یکی از زبانهای ایرانی است) بهجای «ترکی» زبان رایج در آذربایجان ایران، خودداری کنیم..
شاعرانی چون نظامی گنجوی و خاقانی شروانی، نه آذربایجانی بودهاند و نه تُرک و نه ترکزبان.شاعرانی مانند قطران تبریزی و مولانا جلالالدین نه ترک بودهاند و نه ترکزبان.
آذربایجانیان ایران نه از تبار ترکها هستند و نه از فرزندان آغوزخان.
واقعیت آن است که اگر امروز در گوشه و کنار آذربایجان از افراد مختلف بپرسیم «اهل کجا هستید؟» در درجۀ اول نام شهر خود را میبرند: تبریزی، اردبیلی، مراغهای، خویی... و در درجۀ دوم پاسخ میدهند آذربایجانی؛ و اگر بپرسیم به چه زبانی حرف میزنید؟ پاسخ میدهند «ترکی».آنان نه خود را آذری میدانند و نه زبانشان را آذری میخوانند. زیرا این گونه کلمات را در شمال ارس یا در ترکیه ساختهاند، و برخی از ما درسخواندگان آنها را بی چون و چرا بهکار میبریم و در نتیجه ندانسته به آسیاب دشمن آب میریزیم.
خواندنیها را یاری دهید
از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .
خواندنیها را مشترک شوید
اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود