خواندنیها - Khandaniha - حالا که المپیک چین پایان یافته است

• جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۸۷ - ۵ سپتامبر ۲۰۰۸    » لینک مستقیم    چاپ کنید

حالا که المپیک چین پایان یافته است

حبیب روشن زاده مفسر ورزشی تلویزیون ملی ایران صدرالدین الهی
اشاره
روز یکشنبه (24 اوت 2008) بیست و نهمین دوره بازیهای المپیک در پکن خاتمه یافت و بدین گونه بزرگترین رویداد صلح‌آمیز جهان، در جهان غوطه‌ور در جنگ، به‌پایان رسید. طی چهار هفته گذشته ما تمام صفحه یادداشتهای بی‌تاریخ را به این مهم تاریخی اختصاص دادیم. و با اینهمه، ناگفتنی هنوز بسیار است و ما تنها در یادداشت اول نگاهی به‌شکلی دیگر به بازیها انداخته‌ایم.

و نیز در این شماره خلاصۀ دو مقاله را که یکی در یک سایت الکترونیکی و دیگری در روزنامه اعتماد ملی چاپ شده است از نظر شما می‌گذرانیم. این دو مقاله که در روز سه‌شنبه 19 اوت و پیش از مدال طلایی ساعی در تکواندو در تهران منتشر شده است و نشان می‌دهد که هنوز صدای انتقاد در سطح ورزش به‌همان بلندی است که در گذشته بود و نسل امروز روزنامه‌نگار ورزشی ایران راه درست بی‌هراس حقیقت گفتن را ادامه می‌دهد. و در کنار این دو مقاله، اظهار نظر و تحلیل روشنگرانه دو همکار خود را که در خارج بسر می‌برند منتشر می‌کنیم. در تحلیل اول حبیب روشن‌زاده مفسر سرشناس تلویزیون ایران پیش از انقلاب در فشرده‌ترین صورت، چهرۀ واقعی ورزش ایران را در المپیک پکن ارائه داده است و در مقاله دیگر که علی سرشار نویسنده صفحات ورزشی ایرانیان واشنگتن داشتند در روز بازیها و ستاره‌های شنا به‌ رشته تحریر درآورده است.


(1)
المپیوکراسی
فرزند خلف
تکنو اتوکراسی

با خاموشی مشعل المپیک بیست و نهم وقت آن است که به این بازیها به چشم تازه‌ای بنگریم. بازی‌های پکن عبرت بزرگی بود برای باقیماندگان نسل‌هایی که به المپیک با نگاه ایده‌آلیستی و شاعرانه می‌نگریستند و علی‌رغم تمام تجلیاتی که در صد سال اخیر المپیک‌ها را از آرمانهای کوبرتون دور می‌کرد هنوز در اندیشۀ آن بودند که این بازیها مظهر صلح و دوستی و عامل یگانگی جهانی است.

از برلن نازیها (1930) تا واترپلو خونین شوروی و مجارستان در ملبورن (1966) و از مشت‌های به‌اعتراض گره‌شدۀ سیاهان در مکزیکو (1968) تا حمله تروریستی مونیخ (1972) و سپس از دو تحریم مسکو (1980) و لس آنجلس (1984) هرچه جلوتر می‌آئیم از افکار کوبرتن فاصله می‌گیریم.

المپیک پکن گرچه نشانه‌ای از خشونت و خون نداشت اما در برابر نماد مجسم درآمیختن و اتفاق دو قدرت بزرگ و غول آسای غیرقابل رویارویی بود. به این جهت است که با پوزش بسیار از عنوان فرنگی مآب این یادداشت به بررسی سریعی از المپیک پکن می‌پردازم؛ بی‌آنکه مانند سرمقاله‌نویس نیویورک تایمز شنبه 23 اوت یکسره به نقاط ضعف و منفی سیاسی این بازیها تکیه کنم. و باز به همان حرفهای تکراری نقض حقوق بشر، حق حاکمیت تبت، سکوت جهان در برابر قانون‌شکنی‌های چین بپردازم و مدعی شوم که دولت پکن و حزب کمونیست چین مدال رهبری مقتدرانه‌ای را به سینه آویخته‌اند. در مقابل من اصطلاح من‌درآوردی «المپیو کراسی» را به سبک و سیاق تمام «کراسی»‌های جهان برای نامگذاری این شیوه تازه المپیکی برگزیده‌ام؛ چرا؟

زیرا بازیهای پکن برآمده از شیوه تفکر، اداره و رهبری خاص چین بود که در آن تکنوکراسی در زیر سایه اتوکراسی همه چیز را در اختیار داشت.اتوکراسی که نمی‌خواهم آن را به استبداد و خودکامگی معنی کنم عملاً در این بازیها سررشته‌دار همه کارها بود. نظمی منطبق بر دستور و فرمان مقامات تصمیم‌گیرنده بر همه چیز حکومت داشت. پیدا بود که حتی پرواز مگس در هوا و جنبش خس بر دریا به فرمان آن کسی است که در پی به دست آوردن دل کسان است و آن کس چیزی و کسی نیست مگر نظم نوین جهانی به تعبیر میراث‌خواران تمدن کهنسالی که کنفوسیوس به آنها گفته است: «با مردمان چنان برخورد کنید که بپندارند خدایان شمایند، حال آنکه با نرمی و انعطاف این شمائید که خدایان آنانید.»

اتوکراسی چین در این بازیها از بازوی پرتوان تکنوکراسی که صاحب عقل و اختیار روزگار ماست و میلیونها تار عنکبوت خبر و طرح و برنامه به یک اشاره انگشت او حرکت می‌کنند و بهم می‌پیچند و از هم باز می‌شوند، توانست نمایش افتتاحیه هوش‌ربایی را برگذار کند که حتی مشعل المپیک آن با انسان بسته به نخ خیمه‌شب بازی در طیران بود و آن آتش نمردنی را تا مشعل پیچاپیچ میدان حمل می‌کرد.در میدانهای مختلف شما حضور دست نامریی تکنوکراسی را از کنار وسایل ورزش تا درون جایگاههای تماشاچیان می‌دیدید و نمی‌دیدید. تأخیر حتی بصورت یک صدم ثانیه در مراسم جایی نداشت همچنانکه یک صدمهای ثانیه را زیر قدمهای «یوجین بولت»، ژامائیکی فقیر و در سرانگشت «مایکل فلپس» طلاساز تماشا می‌کردید و در همان حال می‌دیدید که آن سیاه بلند قامت که رکوردهای صدمتر و دویست متر و چهارصد متر امدادی جهان را زیر گامهای استوارش خرد کرده است، بناگهان پنجاه هزار دلار از درآمدهای تبلیغاتی‌اش را برای کمک به زلزله‌زدگان دو ماه پیش چین هدیه می‌کند و به صورت چروکیده حاکمان شرکت‌های نفتی و سیاستمداران سیاهکار از شرق تا غرب تف می‌اندازد و می‌سراید که انسان هنوز هست و از محنت بی‌غمان بی‌غم نیست.

تحسین بزرگ برای چین باید در این باشد که المپیک را با توانایی، دقت و شایستگی برگذار کرد و نوعی افتخار ملی را به مردمش هدیه داد هرچند که آنان فقیرند و حقوق بشری خود را به دست نیاورده‌اند.این دوگانگی حقیقت در سرزمینی که پرجمعیت‌ترین مملکت روی زمین است چندان جای تعجبی ندارد. در سرزمین‌های بسی کوچکتر جنگ هفتاد و دو ملت از پس قرنها هنوز ادامه دارد و جویندگان حقیقت همچنان دست‌به‌دامن افسانه‌اند. حالا با پایان بازیهای پکن باید باور کرد که «المپیوکراسی» یکی از «کراسی»های متداول در علوم انسانی شده است. هدف برای آینده بازیها باید این باشد که «تکنودمکراسی» جانشین «تکنواتوکراسی» شود.

آیا این ممکن است؟ آیا با تجربۀ بدی که ازتعبیر دمکراسی در اذهان پیدا شده می‌توان دست و پای اتوکراسی را جمع کرد؟ این را فرزندان فردا باید جواب دهند. دوست عزیزی دارم که همسن و سال خود من است. او سالهاست که مدافع آزادی و دمکراسی و تفاهم است. تهمت‌ها را تحمل کرده و ابرو درهم نکشیده است. چند روز پیش از راه دور با من صحبت می‌کرد. افسوسی در صدایش بود. می‌گفت با آن همه سابقۀ آزادگی وقتی مقاله دیکتاتور مصلح ترا خواندم آرزو کردم که دیکتاتوری مصلحانه‌ای دمکراسی آشوب‌زده را سرجایش بنشاند.در پایان این یادداشت می‌خواهم به آن دوست دلشکسته بگویم:نه رفیق، من به هیچ نوعی از دیکتاتوری سرفرود نتوانم کرد حتی اگر آن دیکتاتوری نوعی از تکنو اتوکراسی باشد همچنانکه در پکن دیدیم.

(2)
فرود غم‌انگیز ایران در پکن
حبیب‌ روشن‌زاده


چین
اینکه هر المپیک باید عظیم‌تر، باشکوه‌تر و گرانتر از المپیک پیشین برگذار شود یک قانون ننوشته است.پرجمعیت‌ترین کشور دنیا سنگین‌ترین هزینه تاریخ را تحمل کرد تا المپیک را برگذار کند. خرج از مرز چهل میلیارد دلار گذشت. بیچاره «کوبرتن» نمی‌دانست که این بازی روزی کاسبی نان و آبداری خواهد شد. و چه قدر نان در سفره شهر پکن خواهد گذاشت... و حال باید دید چهار سال دیگر انگلیس‌ها چه خواهند کرد؟

ایران
نمی‌دانم چه حسّی است که وقتی دور از وطنی بیشتر به آن فکر می‌کنی و عاشقانه‌تر به آن می‌نگری. از بعد از انقلاب هر بار که بازیهای المپیک برگذار شده نگاه من به ورزشکارانمان و نتایج آن بازیها حساس‌تر شده است. با آنکه می‌دانم از رده بیستم و سی‌ام در جمع بالاتر نمی‌آیند ولی با این وجود آنها را تعقیب می‌کنم. حتی در آن دو المپیک که غایب بودند (مسکو و لس آنجلس) باز هم در ذهنم شناور بودند و بالا و پائین می‌رفتند.

مقام نوبرانه
جدول رده‌بندی مدال‌ها در بازیهای المپیک را کمیته بین‌المللی المپیک به رسمیت نمی‌شناسد و به همین دلیل هم شما در سایت (IOC) چنین جدولی را مشاهده نمی‌کنید. این جدول را کشور میزبان، مطبوعات، رادیو تلویزیون‌ها و مراکز خبری با سلیقه‌های محاسبه شده تنظیم می‌کنند. ولی به هر صورت سنتی شده است و شاید روزی رسمیت یابد.
در طول 60 سالی که از شرکت ایران در بازیهای المپیک می‌گذرد بهترین مقامی که کسب کرده‌ایم چهاردهم بوده که باز می‌گردد به المپیک ملبورن سال 1956 که این یک المپیک تاریخی برای ایران است. دو طلای حبیبی و تختی، دو نقره خجسته‌پور و یعقوبی در کشتی و یک برنز محمود نامجو در چهل سالگی در وزنه‌برداری. بدترین مقام باز می‌گردد به سال 1992 المپیک بارسلون که ایران چهل و چهارم شد. همان المپیکی که بوکسور ایرانی بدون دستکش روی رینگ رفت و جهان را به خنده واداشت.در المپیک پکن اگر طلای ساعی نبود ایران به جایگاه هشتادم سقوط می‌کرد. تازه حالا با این طلا در رده پنجاه و یکم است.

ساعی یا ناجی؟
تک مدال ارزشمند هادی ساعی در تکواندو این جوان 32 ساله را در کنار تختی و نصیری قرار داد که حالا هر سه مداله المپیکی هستند. البته ساعی یک سر و گردن از آن دو بالاتر است. چون دو طلا و یک برنز دارد و آن دو فقط یک بار طلا به گردن آویخته‌اند. هادی ساعی را باید هادی ناجی نامید که با طلای خود ایران را از قعر جدول تا میانه آن بالا آورد و سرپوش نازکی بر وضع اسفناک ورزش، بخصوص مدیریت آن گذاشت.

وعده بی‌اساس
چند سالی است که حرکت معکوس در ورزش ایران در رابطه با بازیهای المپیک آغاز شده. 3 طلای سیدنی شد 2 طلای آتن و 2 طلای آتن بدل شد به یک طلای پکن! لندن چه خواهد شد؟ چهار سال پیش وقتی در بازیهای آتن ایران به مقام بیست و نهم رسید مهرعلیزاده رئیس وقت تربیت بدنی گفت می‌رویم خود را برای المپیک پکن می‌سازیم تا بالاتر بایستیم. همان موقع کیهان ورزشی در مقاله‌ای نوشت: «تاکی وعده چهار سال بعد را می‌دهیم؟»
زنده‌یاد بیژن روئین‌پور نویسنده مقاله گویا فراموش کرده بود که کار جمهوری اسلامی از اساس با وعده‌های دروغ و بی‌پایه بنا شده. از وعده آب و برق مجانی گرفته تا وعده آوردن پول نفت سر سفره مردم!

(3)
با شکوه‌ترین المپیک‌ها تا امروز
علی سرشار

چین با برخورداری از کلیه امکانات توانست بیست و نهمین دوره بازیهای المپیک را به خاطره‌ای به یاد ماندنی تبدیل نماید. بدون شک این دوره از مسابقات المپیک، چه از نظر کمی و چه از جهت کیفی مقام اول در تاریخ المپیک‌ها بوده است. و شاید هیچ کشوری در آینده نتواند به آنچه چینی‌ها در المپیک بیست و نهم به آن دست یافتند برسد. برخورداری از آخرین پدیده‌های تکنولوژی، بودجه نامحدود و از همه مهمتر در اختیار داشتن ملتی با تعصب، با گذشت و دارای دیسیپلین و مهربان و مؤدب باعث شد تا مراسم افتتاحیه این بازیها نمایشی باورنکردنی و ‌بی‌نظیر گردد که هنوز نحوه اجرای آن برای بسیاری مانند یک معمای حل نشدنی باقی مانده است. اجرای منظم مراسم افتتاحیه فقط از عهده کشوری چون چین برمی‌آید.

در این المپیک دو شناگر آمریکائی با پیروزی‌های استثنائی خود از غیرممکن‌ها ممکن ساختند، مایکل فلپس با بدست آوردن 8 مدال طلا به رکوردی جاودان دست یافت و با احتساب 6 مدال طلای دیگر که در المپیک آتن به دست آورد، صاحب 14 مدال طلای المپیکی شد. تعداد مدال‌های طلای این شناگر 23 ساله از مجموع مدال‌های طلای ورزشکاران ایرانی در طول 60 سال حضور در المپیک بسیار بیشتر است. در کنار او دارا تورس مادر 41 ساله توانست در سه ماده از مسابقات شنا 3 مدال نقره المپیک را به کلکسیون مدال‌های المپیک پیشین خود بیفزاید. این گونه مدال آوری در المپیک در رشته شنا برای یک ورزشکار 41 ساله معجزه‌ای بزرگ محسوب می‌گردد. هنگامی که دارا تورس نخستین مدال طلای المپیک خود را صاحب شد، مایکل فلپس هنوز به دنیا نیامده بود.

بازیهای پکن بار دیگر ثابت کرد که سه ورزش مادر یعنی شنا، دو و میدانی و ژیمناستیک تا چه حد در پیروزی ورزشکاران کشورهائی که به این ورزش‌ها توجه دارند، نقش دارد. معجزه‌ای به نام ورزش بار دیگر نشان داد که این کلمه چهار حرفی قادر است تمام دشمنی‌ها و جنگ‌ها، دسیسه‌ها و نیرنگ‌ها را به کنار بزند و توجه جهانیان را به میدان‌های پاک رقابت شرافتمندانه معطوف دارد، در مدت زمان انجام بازیهای المپیک، روسها به گرجستان حمله کردند، گروههای تروریستی مانند القاعده با فرستادن تروریست‌های انتحاری خود جان بسیاری از مردم بی‌گناه را گرفتند، در ایران قشریون مذهبی به اعدام نوجوانان ادامه دادند، اما هیچکدام از این وقایع و جنایات نتوانست خدشه‌ای به روحیه المپیکی بازیها وارد سازد و بار دیگر ورزش ثابت کرد که می‌توان با اتکاء به آن به سوی جهانی بهتر و آینده‌ای روشن روان شد و حتی دیکتاتورهای رژیم کمونیستی چین در مدت برگذاری المپیک به خاطر ورزش به دمکرات‌های روشنفکر مبدل گردیدند.

(4)
کارخانۀ مطلق‌سازی

سالها پیش در روزگار نوجوانی حسن قائمیان دوست صادق هدایت و مترجمی که هرگز حقش به‌درستی ادا نشده است، کتابی از نویسندۀ چک به‌نام «کارل چاپک» به‌فارسی ترجمه کرد با نام «کارخانه مطلق‌سازی». قائمیان که به‌اشاره هدایت اثر معروف کافکا نویسنده دیگر چک را به‌فارسی برگردانده بود ـ گروه محکومین ـ و مقدمه کافکایی هدایت بر آن کتاب، همه را به مرگ‌اندیشی هدایت شورانده بود. در کتاب کارخانه مطلق‌سازی سیمایی از جهانی داده شده بود، که آدمها به کمک مطلق‌ یکسان‌سازی به‌صورت مطلق و یکسان درآمده بودند. کتاب در ردۀ فکر کافکا بود و هنوز «جرج ارول» این گونه تفکر شگفتی‌آفرین را باب نکرده بود.

در بازیهای پکن من بی هیچ دلیل منطقی به‌یاد کارخانۀ مطلق‌سازی چاپک افتادم. بعد از پنجاه و اندی سال که در کار ورزش قلم زده‌ام ناگهان دیدم که میان آن تفکر انسان‌ساز رهایی بخش و ضد آنارشیست که نسل ما با آن آشنا بود، با حقیقت موجود و رنگین روی زمین، در میدانهای ورزشی چقدر فاصله هست.سالها بود که می‌دیدم قهرمان‌سازی به‌شیوۀ مطلق‌سازی دارد میدانهای ورزش را تسخیر می‌کند. اما المپیک پکن در تمام زمینه‌ها نشان داد که این دیگر انسانها نیستند که به‌اعتبار تواناییهای ماهیچه‌ای و گستردگی فضای ذهنی برای کسب پیروزی به میدان می‌آیند، بلکه حالا این کار هرروز بیشتر و بیشتر به‌نوعی مجسمه‌سازی مکانیکی مبدل می‌شود.

هیچ قصد انتقاد و یا خرده گرفتن بر آنچه می‌گذرد ندارم. زمان دگرگون شده است و طبق مقتضیات، واقعیت امروز با حقایق دیروز فرسنگ‌ها فاصله دارد. در چند هفته پیش برایتان نوشتم که چینی‌ها هشت سال است که بیش از چهارصدهزار کودک را در مدارس ورزشی تحت تعلیم قرار داده‌اند تا از میان آنها نخبگانی را که باید در میدان پکن بدرخشند برگزینند. این بچه‌ها به خبرنگاران گفته بودند که کارشان ورزش کردن، خوردن و خوابیدن است. و از خانواده و پدر و مادر خود جدا افتاده‌اند.روز جمعه اعلام شد که کمیته بین‌المللی المپیک قصد دارد در مورد سن بچه‌های چینی که روی سکو رفته‌اند تحقیق کند و معلوم دارد که آیا اینها واقعاً در سن خردسالی و دور از اندازه‌های انسانی مجاز نبوده باشند. فکری که عنوان این یادداشت یعنی «کارخانه مطلق‌سازی» را تأیید می‌کند.

آمریکاییها از پیش از آغاز بازیها اعلام داشتند که در این بازیها یک «آس» برنده در رشته شنا رو خواهند کرد که خیال دارد برای نخستین بار 8 مدال طلا در 8 ماده از این رشته به‌دست آورد. نام این قهرمان «مایکل فلپس» بود و جهان دید که این پسر بیست و دو ساله چگونه این رکورد طلایی را به‌دست آورد و از هموطن نامدارش «مارک اسپیتز» که در المپیک مونیخ 7 مدال طلا برده بود، پیشی گرفت.

اما نمی‌دانم شما هرگز نام مردی به‌نام «باب بومن» را شنیده‌اید یا نه؟ «باب بومن» کاشف «مایکل فلپس» است و این پسربچه را در دوازده‌سالگی کشف کرده و تصمیم به ساختن او گرفته است. کار ساختن مایکل فلپس با همت باب‌بومن در آتن به اولین نتیجه خود رسید و او با شش مدال از بازیها بیرون آمد. بومن به‌کار خود ادامه داد و آرزوی 8 مدال طلا و شکستن رکورد مارک اسپیتز را در سر او پرورد. در این راه او از تمام امکانات تکنولوژی استفاده کرد. پوشاندن لباس ویژه شنا که غلتیدن در آب را آسان و فشار آب را بر بدن شناگر کاهش می‌دهد مورد استفاده بومن قرار گرفت. حالا نام فلپس با مجموع 14 مدال طلا در دو المپیک آتن و پکن در صدر جدولی است که پیش از آن نام چهار تن با 9 مدال در آن قرار داشت:
پائورمی فنلاندی قهرمان دوهای استقامت 1928 ـ 1920
لاریسا لاتی نینا از اتحاد شوروی سابق و اوکرائین فعلی، قهرمان ژیمناستیک زنان 1964 ـ 1956
مارک اسپیتز آمریکایی، قهرمان شنا 1972 ـ 1968
کارل لوئیس آمریکایی، قهرمان دو و میدانی1996 ـ 1984
و حالا مایکل فلپس با فاصله پنج مدال، از همه آنها جلوتر ایستاده است. آیا من حق ندارم که فکر کنم کارخانه مطلق‌سازی به کار ساختن انسان مطلق مشغول است؟

(5)
رضازاده در نیویورک‌تایمز

به موضوع عدم شرکت رضازاده در دسته مافوق سنگین وزنه‌برداری بسیار پرداخته‌اند و این بنده در نظر دارد این مسأله را با حوصله بیشتر و دقت مناسبتر تجزیه و تحلیل کند اما در گزارشی که نیویورک‌تایمز روز چهارشنبه 20 اوت از مسابقه مافوق سنگین وزنه‌برداری تهیه کرده بود عباراتی دیدم که نشان‌دهندۀ شک محافل ورزشی جهان به غیبت بدون توجیه رضازاده بود. نیویورک‌تایمز ضمن گزارش مسابقه می‌نویسد: با غیبت حسین رضازاده هرکول ایرانی و قهرمان دو دوره المپیک 2000 و 2004 و رکورددار جهان، امید مدال در این وزن در دست همه سنگین‌وزنها یکسان پراکنده بود. رضازاده که به‌علت آسیب‌دیدگی دست از شرکت در بازیها اعلام انصراف کرده و در ماه جولای بکلی کناره‌گیری خود را اعلام داشته است؛ موجب حیرت هم‌میهنان و نیز کلیه رقیبانش شده بود با این انصراف میدان را عملا به دست دیگران سپرد.

قهرمان آلمانی مافوق سنگین «ماتیاس استینگر» 461 کیلو وزنه برداشت در حالی که رضازاده در المپیک سیدنی و سپس در المپیک آتن 5/473 کیلو وزنه برداشته بود و رکورد جهانی او همچنان دست‌نخورده باقی مانده است. مجید شریفی وزنه‌بردار ایرانی که در وزن رضازاده شرکت داده شده بود با 426 کیلو، نفر ششم شد و تیم وزنه‌برداری ایران بدون مدال بازیها را ترک گفت. این همان تیمی است که در 1948 اولین مدال برنز را برای ایران به‌دست آورد و سپس در 1968 محمد نصیری در آن صاحب مدال طلا شد. به موضوع رضازاده باید جدی‌تر رسید.

(6)
از «مدیریت جهان» تا افتضاح تمام‌عیار
شهاب‌نیوز تهران:

با سپری شدن نهمین روز از المپیک پکن متأسفانه می‌توان گفت که کاروان ورزشی جمهوری اسلامی ایران به «ناکام بزرگ» المپیک بیست و نهم تبدیل شده و در حقیقت یک افتضاح [لغتنامه دهخدا: رسوایی] تمام‌عیار را به بار آورده است.
به‌گزارش خبرنگار شهاب‌نیوز، با آن که هنوز نتایج مسابقات وزنه‌برداری، کشتی آزاد و تکواندو معلوم نشده و کاروان ورزشی ایران در خوشبینانه‌ترین حالت ممکن است بتواند در جریان این رقابت‌ها به یکی دو مدال (ولو برنز) دست پیدا کند؛ اما هیچ چیز قادر نیست این واقعیت را کتمان نماید که المپیک پکن برای ایران یک رسوایی آشکار بوده است.

طی ۹ روز گذشته کاروان ایران در تمام رشته‌ها از پرتاب دیسک گرفته تا جودو، قایقرانی، تیر و کمان، بدمینتون، بسکتبال، شنا، دوچرخه‌ سواری، کشتی فرنگی... با شکست‌های حیرت‌آور مواجه بوده است. امیدداران کسب مدال برای ایران یکی یکی حذف شده‌اند و افرادی که انتظار می‌رفت شگفتی‌ساز باشند جز شکست سنگین چیزی به بار نیاورده‌اند. سخن تنها بر سر دریافت «مدال» نیست؛ کاروان ایران در اکثر رشته‌ها حتی عملکرد قابل تحسینی نیز نداشته است.

سقوط کشتی فرنگی
تیم پنج نفره کشتی فرنگی ایران با سه مدالیست سال ۲۰۰۷جهان و به‌رغم برخورداری از یک ستاره بلامنازع بین‌المللی؛ «ناکام بزرگ» المپیک پکن نام گرفت و با کسب عنوان پنجم در وزن۵۵ کیلوگرم، یازدهم در ۶۶ کیلوگرم، یازدهم در ۸۴ کیلوگرم، شانزدهم در ۹۶ کیلوگرم و پانزدهم در ۱۲۰ کیلوگرم به کار خود پایان داد. ناکامی کشتی فرنگی که جامعه ورزشی کشور امید زیادی به آن بسته بودند نه تنها «افتضاح» ایران در المپیک پکن را تشدید کرد که حتی موجودیت کشتی ایران در سطح بین‌المللی را نیز زیر سئوال برد. البته هیچ کدام از مسئولین ورزش کشتی به این سئوال پاسخ نمی‌دهند که چرا تیم قدرتمند کشتی فرنگی ایران در المپیک پکن پرپر شد و با نتیجه‌ای به‌مراتب ضعیف‌تر از المپیک ‪۲۰۰۴ آتن به کار خود پایان داد؟ واقعاً چرا فرانسه که جایی در بین کشورهای صاحب کشتی جهان ندارد از المپیک پکن دو مدال طلا و برنز به دست می‌آورد و ایران با ستاره‌ای به نام «حمید سوریان» و دو مدالیست دیگر سال ۲۰۰۷ به نام‌های «سامان طهماسبی» و «قاسم رضایی» مطلقاً دست خالی به خانه باز می‌گردد؟

بسکتبال ایران، زنگ تفریح برای تیم‌های دیگر
در زمینه بسکتبال نیز با آن که ایران برای نخستین‌بار توانست تیم بسکتبال خود را به المپیک بفرستند و این موضوع البته جای افتخار دارد؛ اما واقعیت تلخ آن است که تیم ایران به «زنگ تفریح» سایر تیم‌ها تبدیل شد. تیم بسکتبال ایران پیش از اعزام به پکن حداقل ۲۵بازی تدارکاتی انجام داد و در مسیر اردوی پرهزینه خود از کشورهای ایتالیا، استونی، صربستان، استرالیا و آمریکا دیدار کرد؛ با این حال در پکن نتوانست حتی یک بازی قابل قبول ارائه کند.چنین وضعیتی البته در عرصه جودو نیز مشهود بود. تا آنجا که «محمدرضا رودکی» جودوکار فوق سنگین ایران که پرامیدترین جودوکار کشورمان محسوب می‌شد در دیدار رده‌بندی وزن به اضافه ‪ ۱۰۰کیلوگرم در کمتر از یک دقیقه مغلوب حریف کوبایی خود شد و پرونده این رشته نیز نهایتاً بدون هیچ مدالی بسته شد.

انصراف مشکوک شناگر ایرانی
وضعیت سایر رشته‌ها البته به‌مراتب از جودو بدتر بود. «هما حسینی» پرچمدار کاروان ایران که اظهارات ضدآمریکایی او بازتاب بسیاری پیدا کرد در گروه خود بین چهار نفر چهارم شد. بدمینتون‌باز ایرانی در همان مسابقه اول حذف شد و یکی از دوچرخه‌سواران ایرانی حتی نتوانست از خط پایان عبور کند. پرتاب دیسک هم هیچ نتیجه‌ای نداشت. و البته شناگر ایرانی نیز در اتفاقی که بالاخره معلوم نشد چه بوده است؛ حتی از حضور در میدان مسابقه خودداری کرد! جالب آن است که رسانه‌های غربی تأکید می‌کنند وی به‌دلیل حضور یک ورزشکار اسرائیلی از مسابقه انصراف داده است اما مقامات ورزش ایران به‌دلیل نگرانی از مجازات‌های مقامات المپیک به‌شدت این مسأله را تکذیب می‌کنند.
این همه در حالی است که به‌گفته کارشناسان ورزش؛ کاروان ایران در زمینه «وزنه‌برداری» بدون حضور رضازاده شانس چندانی ندارد، تیم ملی «کشتی آزاد» ایران ضعیف‌ترین تیم از نوع خود در سالهای اخیر است و هادی ساعی، عضو شورای شهر تهران و قهرمان «تکواندو» ایران نیز بیشتر در هیأت یک سیاستمدار عازم پکن شده است. بگذریم از رشته‌هایی چون «پرتاب وزنه»، «تنیس روی میز»، «دو و میدانی» و «بوکس» که هیچگاه ورزش بومی ایران نبوده و نقطه قوت کاروان‌های جمهوری اسلامی نیز محسوب نشده‌اند.

دبیر کل کمیته ملی المپیک: پکن فاجعه بود
اکنون سئوال اصلی این است که چه عامل یا عواملی باعث شده است نتایج کاروان ورزشی ایران به‌گفته آقای کفاشیان دبیر کمیته ملی المپیک یک «فاجعه» باشد؟ چه مسائلی باعث شده است که به رغم تمام تلاشهای صورت گرفته، المپیک پکن به یکی از بدترین المپیک‌های تاریخ ورزش ایران تبدیل شود؟ بدون شک مقصر دانستن ورزشکاران عزیز کشورمان که در پکن از جان مایه گذاشتند نوعی کم‌لطفی و کوتاه‌نگری است؛ با این وصف واقعاً چرا کاروان ورزشی ایران چنین رسوایی‌ای را به بار آورده است؟

بیشترین سرمایه‌گذاری و بدترین نتیجه
مطمئناً پاسخ به این سئوال ظاهراً پیچیده، چندان دشوار نیست. مشکل ایران در اغلب زمینه‌ها از جمله ورزش، در درجه اول مشکل «مدیریت» است؛ مشکلی که مطلقاً و تحت هیچ شرایطی با تبلیغات، سخنرانی‌های امیدبخش، تحقیر منتقدین و متهم کردن آنها به کارشکنی برطرف نخواهد شد. همین مشکل بزرگ است که باعث می‌شود ایران در جریان المپیک پکن بیشترین سرمایه‌گذاری مالی را نسبت به المپیک‌های قبلی انجام دهد، در برخی رشته‌ها تیم‌هایی بی‌بدیل و پرستاره را عازم میدان نماید و بیشترین تبلیغات را انجام دهد؛ اما در مقابل، یکی از بدترین نتایج را به دست بیاورد. مروری بر رسانه‌های ورزشی طی یک سال گذشته نشان می‌دهد که چگونه منتقدان نسبت به خانه‌نشین کردن افراد خبره، دادن صندلی‌های تعیین ‌کننده به افراد ناکارآمد و رویکردهای کهنه مدیریتی در برخی فدراسیون‌ها و رشته‌های ورزشی هشدار داده بودند؛ اما این هشدارها به کارشکنی، تضعیف ورزش، سیاه‌نمایی و … تعبیر شد!

مدیریت جهان پیشکشتان باد
محمود احمدی‌نژاد تاکنون بارها از نحوه مدیریت جهان انتقاد کرده و تأکید کرده است که برنامه‌های کارآمدی برای «مدیریت جهان» دارد. وی سال ۸۷ را نیز سال فعالیت در عرصه «مدیریت جهان» خوانده است. اکنون می‌توان این سئوال را پرسید که چرا دولت جناب آقای احمدی‌نژاد قبل از تلاش برای مدیریت جهان، تلاش نمی‌کند که ورزش ایران را مدیریت کرده و مشکلات بعضاً مزمن و ریشه‌دار این حوزه را یک بار برای همیشه برطرف نماید؟ همچنان که می‌توان این سئوال را مطرح کرد که چرا طی ۴ سال گذشته ورزش ایران این گونه عقبگرد داشته و نتایجی به مراتب بدتر از المپیک آتن را به دست آورده است؟

(7)
شکست مطلق
هیوا یوسفی ـ روزنامه اعتماد ملی

فارغ از این که امروز در دو وزن و فردا و پس‌فردا در پنج وزن دیگر کشتی آزاد چه اتفاقی می‌افتد، فارغ از این که ساعی، نادریان و سارا خوش‌جمال فکری در تکواندو چه خواهند کرد، یا رشید شریفی با وجود انتخاب دیرهنگامش به‌جای حسین رضازاده می‌تواند ما را شگفت‌زده کند یا نه، فارغ از هر نتیجه خوب یا بد، باید بپذیریم که ورزش ایران در المپیک 2008 پکن شکست خورده است. ما شکست خوردیم چون بمانند همیشه و البته بدتر از هر دورۀ دیگری درک درستی از آنچه انتظارمان را می‌کشید نداشتیم. شکست خوردیم چون المپیک را نمی‌شناختیم اگرچه از 1948 جز دو دوره 1980 مسکو و 1984 لس‌آنجلس هر چهارسال یک بار تجربه‌اش کرده بودیم.

حریفانمان و بدتر از آن حتی ورزشکاران خودمان را هم نمی‌شناختیم. ماهها و سالها شعار داده بودیم که به اندازه همه 30 سال گذشته کار کرده‌ایم. المپیاد ایرانیان را با آن کیفیت نازل و رقت‌بار برگذار کرده و ادعا کرده بودیم که حالا می‌توانیم المپیک را میزبانی کنیم. ما خواب بودیم وقتی دیگران بیدار بودند و شعار می دادیم وقتی آنها سخت کار می‌کردند. چین کشوری که جواد خیابانی، مجری ویژه برنامه خسته‌کننده تلویزیون، موفقیتش در میزبانی المپیک را با ایران تقسیم می‌کند با این بهانه که هر دو آسیایی هستیم، تا پایان روز دهم المپیک با 39 طلا، 14 نقره و 14 برنز دنیا را پشت سر گذاشته است. حکومت چین هم به‌مانند ایران به دلایلی در دهه‌های اخیر با دنیای غرب سر جنگ داشته است.

شباهتهای دیگری هم بین ایران و چین وجود دارد اما بی‌تردید هیچ شباهتی بین ورزش ما و آنها نیست. آنها از دو دوره پیش از بازهای المپیک تصمیم گرفته بودند در پکن 2008 قهرمان شوند و شدند. ما، اما سالهاست آرزوهایمان در مرز صعود ورزشکاری از رشته‌های پر مدالی چون شنا، ژیمناستیک و تیراندازی به المپیک محدود شده است. تنها در تیراندازی، چین 5 طلا، در شیرجه که برای ما رشته‌ای ناشناخته است 5 طلا و در ژیمناستیک 7 طلا گرفته است. سهم زنان چینی از موفقیت ورزش این کشور در المپیک حتی بالاتر از مردان بوده است. آنها 23 طلا، 7 نقره و 10 برنز گرفته‌اند، در حالی که مردان این کشور تا عصر دیروز فقط 19 طلا، 7 نقره و 3 برنز گرفته بودند. این موفقیت را مقایسه کنید با ورزش زنان ایران که پس از سالها درگیری با محدودیت‌های عجیب، در المپیک پکن برای اولین بار بیش از یک نماینده دارند.

فارغ از این که کشتی‌گیران آزاد و تکواندوکاران ایران در روزهای آینده پیروز می‌شوند یا شکست می‌خوردند، ورزش ایران در المپیک پکن شکست خورده است. پیش از المپیک پکن هم شکست خورده بود. حتی اگر همه آن مردانی هم که فکر می‌کردیم مدال می‌گیرند و نگرفتند، روی سکو می‌رفتند چیزی تغییر نمی‌کرد. چند مدال بیشتر یا کمتر، چند پله پایین‌تر یا بالاتر، چه فرقی می‌کرد جز این که در آن صورت همچنین مدیران ورزش شعار می‌دادند، مقابل دوربین‌های تلویزیونی می‌ایستادند، سینه سپر می‌کردند، باد به غبغب می‌انداختند و داستانها می‌گفتند از این که چه کردند که این گونه شد؟ و حالا هر یک در گوشه‌ای پنهان شده‌اند.
 
 
خواندنیها را یاری دهید

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .
 
خواندنیها را مشترک شوید
اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود