خواندنیها - Khandaniha - سیاست امریکا در ایران و عراق از نگاه اوباما و روبین

• جمعه ۱۱ مرداد ۱۳۸۷ - ۱ آگوست ۲۰۰۸    » لینک مستقیم    چاپ کنید

سیاست امریکا در ایران و عراق از نگاه اوباما و روبین

صدرالدین الهی
اشاره - یادداشتهای این هفته بیشتر سیاسی است و این از آنروست که باید به تحولات ایران در درجه اول و خاور میانه بعد از آن هوشیارانه توجه داشت. وزارت خارجه ایران از استقرار یک دفتر حفاظت منافع آمریکا در تهران استقبال کرد و این به‌نشانۀ آن است که جمهوری اسلامی که با حضور پرچم پنجاه‌ستاره به هر بهایی در خاک خود مخالف بود، اکنون سر مدارا دارد و در همان حال آمریکا هم اظهار داشت که به گشایش چنین دفتری که امور کنسولی را سرپرستی کند بی‌اشتیاق نیست. مگر نه این که سالهاست که پاکستان این کار را برای ایران انجام می‌دهد پس چه اشکالی دارد که این دفتر با همکاری سویس که فعلاً حافظ منافع آمریکاست، در تهران شروع به کار کند. اما کجا؟ لانۀ جاسوسی در نبش خیابان روزولت و تخت جمشید همچنان در اشغال عساکر انقلاب است و آیا آمریکا اجازه می‌دهد که قطعه خاک اشغالی او همچنان در اشغال بماند و این دفتر در سفارت سویس مستقر شود؟ آیا این کسر شأنی برای اولین قدرت سابق جهانی نخواهد بود؟

به‌نظر می‌رسد که دولت بوش فعلا به‌رهبری خانم کوندالیزا رایس به‌فکر توشه و زاد آخرت برای تاریخ است و حل مسأله ایران با اولویت دیپلماتیک برایش مهم است. اگر چنین نبود، رضایت نمی‌داد که روز شنبه همین هفته نفر سوم وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا رسماً در کنفرانس «بازبینی بسته پیشنهادی ایران» در ژنو حضور داشته باشد. بله، چنین است که آقای «ویلیام برنز» فرد سوم دیپلماسی آمریکا و مسؤول امور دیپلماتیک در وزارت خارجه، با آقای «سعید جلیلی» نماینده ایران در گفتگوهای اتمی ملاقات کرد. پیش از این، سفیران آمریکا و ایران در عراق بر سر میز مذاکره نشسته‌اند و اگر به‌خاطر بیاوریم خانم رایس و آقای متکی هم در مصر زیر یک سقف نشستند ولی سلام و علیک و حال و احوال نکردند.

امریکا در آستانۀ انتخابات ریاست جمهوری باید مسأله خاور میانه و بخصوص عراق و ایران را سمت و سو بدهد خاصه این که آقای سارکوزی هفته پیش بشارالاسد نفقه‌بگیر تهران را با اهود اولمرت در رژه چهاردهم ژوئیه در کنار هم شرکت داد و داد حزب‌الله و حماس را درآورد که عاقبت گرگ‌زاده گرگ شود.

در انتظار روزهای داغتر، بهتر آن دیدم که دو مقاله جالب را که در یک روز در نیویورک تایمز در کنار هم چاپ شده ترجمه کنم و به‌دست بدهم. مقاله اول به‌قلم آقای باراک اوباما نامزد احتمالی حزب دموکرات برای ریاست جمهوری است که کاریکاتور هفته‌نامه نیویورکر از او و همسرش جنجالی بزرگ بپا کرد. اوباما صریحاً طرح خود را برای عراق در این مقاله ارائه داده است. مقاله دوم از آن «جیمز روبین» معاون وزارت خارجه دوران کلینتون و استاد فعلی دانشگاه نیویورک در مدرسه علوم سیاسی و امور اجتماعی است. او هم مقاله‌اش را درباره ایران و سیاستهای آینده‌ای که باید در پیش گرفت نوشته است.
و در کنار این دو مقاله، فشرده، خلاصه‌ای از تفسیر سیاسی روز همین روزنامه را درباره ملاقات شنبه 19 جولای که جای مهمی را در روزنامه به خود اختصاص داده است، بیاورم. تفسیر به‌قلم مشترک خانم «الن شیولینو» که کارشناس روزنامه در امور خاورمیانه به‌ویژه ایران در پاریس است و آقای «استیون می مه‌یر»که مفسر مسائل اتحادیه اروپاست، نوشته شده است.در همین حال خبرهای داخل ایران از بیداری جنبش‌های جمعیت‌هایی حکایت دارد که می‌توانند با حمایت جهان و ایرانیان به‌تبعید آمده موجی تازه در ایران به‌راه اندازند.


(1)
طرح من برای عراق

از: باراک اوباما ـ نیویورک‌تایمز دوشنبه 14جولای 2008

شیکاگو ـ درخواست نوری کمال ‌المالکی نخست‌وزیر عراق برای طرح یک تقویم خروجی نیروهای آمریکا از عراق فرصتی سخت مناسب است. ما باید از این لحظه برای طرح بازگشت مجدد نیروهای آمریکا که من از مدتها پیش طرفدار سرسخت و جدی آن بوده‌ام و به کار توفیق درازمدت و حفظ و حراست منافع آمریکا در عراق می‌آید، استفاده کنیم.

اختلاف بر سر عراق در مبارزات انتخاباتی آینده بسیار عمیق است. برخلاف سناتور جان مک‌کین من از مخالفان جنگ عراق پیش از شروع آن بودم و تا روز ریاست جمهوری من، این مخالفت ادامه خواهد داشت. من بر این باورم که ما در جریان مبارزه با القاعده و طالبان بی‌جهت به کشوری حمله بردیم که هیچ تهدید و خطری متوجه ما نمی‌کرد و در جریان حملۀ یازدهم سپتامبر، کوچکترین دخالتی نداشت. از آن تاریخ تا کنون بیش از چهارهزار آمریکایی به‌قتل رسیده‌اند و ما نزدیک به یک تریلیون دلار خرج این کار کرده‌ایم. ارتش ما بیش از حد در حال اضطراب و تشویق است. و تقریباً تهدیدهای گوناگون از سوی القاعده و طالبان افزایش یافته و رو به رشد است.

از 18 ماه پیش که رئیس جمهوری بوش فرمان حمله‌های ضربتی را صادر کرده است، ارتش ما قهرمانانه در کاستن سطح خشونت کوشیده است. تاکتیک جدید در محافظت از مردم عراق مؤثر افتاده و سنی‌ها از القاعده جدا شده و ضعف القاعده در عراق بخوبی چشمگیر است.
اما همه اینها که مرا به مخالفت با حمله‌های ضربتی وادار می‌کرد هنوز واقعیت خود را دارد. فشار در داخل ارتش، بر روحیه ارتشیان افزون شده، موقعیت در افغانستان رو به وخامت نهاده و ما بیش از 200 میلیون دلار از حدی که قرار بود، در عراق خرج کرده‌ایم.

در همین حال رهبران عراق از این که بتوانند بیلیون‌ها دلار حاصله از فروش نفت را صرف دوباره‌سازی کشور خویش سازند، عاجز مانده‌اند و نتوانسته‌اند به یک تفاهم و تدبیر سیاسی که هدف اصلی حمله‌های ضربتی بود، دست یابند.خبر خوش اما آن است که رهبران عراق با اعلام این که خواهان مذاکراتی درباره تقویم خروج نیروهای آمریکایی هستند خود قدم پیش گذاشته‌اند. در همین حال، سپهبد جیمز دو‌بیک فرمانده آمریکایی مسؤول تربیت نیروهای امنیتی عراق پیش‌بینی کرده است که ارتش و پلیس این کشور خواهند توانست در سال 2009 به مسؤولیت‌هایی که برای آن آموزش دیده‌اند موفق شوند.

ما اکنون تنها از راه بازخواندن نیروهای خود می‌توانیم عراقی‌ها را تحت فشار بگذاریم تا هرچه زودتر مسؤولیت امنیت و ثبات مملکت خود را عهده‌دار شوند. متأسفانه دولت بوش و نیز سناتور مک‌کین از قبول چنین تحویل و تحولی امتناع می‌ورزند. آنها هرگونه «تقویم تخلیه» را «تسلیم» می‌نامند حتی اگر ما بخواهیم قدرت را تحویل حکومت قانونی عراق بدهیم.
اما در هر حال این استراتژی برای موفقیت، یک استراتژی برای «ماندن» در عراق برخلاف میل ملت این کشور، مردم آمریکا و منافع امنیتی آمریکاست. از این جهت است که من در نخستین روز به‌دست گرفتن زمام امور، برای ارتش وظیفه‌ای تازه تعیین خواهم کرد. وظیفه ارتش در زمان من این است که این جنگ را تمام کنید.

همچنانکه بارها گفته‌ام ما باید در خروج از عراق کمال حزم و احتیاط را داشته باشیم. به همان اندازه که هنگام حمله به این کشور بی‌احتیاطی کردیم. ما باید نیروهای خود را با برنامه‌ای شانزده‌ماهه از عراق خارج کنیم و این مقارن تابستان سال 2010 خواهد بود. یعنی دو سال از اکنون. بعد از این تخلیه یک نیروی مستقر دائمی در عراق باید به مأموریت محدودی گماره شود و آن همانا دنبال فعالیت القاعده رفتن در منطقه بین‌النهرین است. این نیرو باید محافظت از کارمندان آمریکایی را در منطقه‌ای که عراقی‌ها واقعاً پیشرفت کنند همراه با تعلیم نیروهای امنیتی عراق ادامه دهد. این کار در عین حال ترک شتابزدۀ جبهه عراق نیست.

با بکار بستن این استراتژی، ما نیازمند یک دوباره‌بازبینی تاکتیکی نیز هستیم. همچنانکه بارها گفته‌ام در این ماه من با فرماندهان خودمان و نیز مقامات دولتی عراق مرتباً مشورت خواهم کرد تا مطمئن شوم که نیروهای ما به‌سلامت از این کشور بیرون خواهند آمد و منافع ما نیز محفوظ خواهد ماند. ما در مرحله اول، نیروهای خود را از مناطق امن شده بیرون خواهیم کشید و کار تخلیه مناطق بحرانی را به بعد واگذار می‌کنیم. ما تلاشهای سیاسی خود را با تمام کشورهای منطقه ادامه خواهیم داد و به‌خاطر ثبات عراق با آنان همکاری خواهیم کرد همچنانکه از هم اکنون متعهد می‌شویم که 2 بیلیون دلار به مهاجران بی‌خانمان عراقی که از کشور خود گریخته‌اند کمک کنیم.

پایان دادن به این جنگ به ما امکان می‌دهد که هدف‌های وسیعتری را دنبال کنیم. این کار را از افغانستان و پاکستان شروع خواهیم کرد زیرا که در این دو کشور، القاعده از پشتیبانی طالبان برخوردار است و در حریم امنیت آنان روزگار می‌گذارد. عراق در جنگ با تروریسم در خط اول جبهه نیست و هرگز نبوده است. همچنانکه آدمیرال مایک‌مولن فرمانده کل ستاد ارتش آمریکا اخیراً گفته است مادام کهمانیروهایمان را در عراق کاهش ندهیم قادر نخواهیم بود که مسأله افغانستان را حل و فصل کنیم.

من به‌عنوان رئیس جمهوری تصمیم دارم که استراتژی تازه‌ای را در پیش بگیرم و آن این که حد اقل دو تیپ رزمنده برای حمایت از فعالیتهای خود و متحدانمان به افغانستان اعزام دارم. ما برای توفیق برنامه خود در آنجا نیازمند نیروهای بیشتر، هلیکوپترهای فراوانتر، دستگاههای اطلاعاتی قوی‌تر و کمکهای غیر نظامی فراوانتر هستیم. من نمی‌خواهم که نیروهای نظامی ما، منابع ما و سیاست خاص ما با ایجاد پایگاههای دائمی در عراق به گروگان گرفته شود. در مبارزات انتخاباتی آینده اختلافات آشکاری بر سر عراق وجود دارد و باید مورد بحث و گفتگو قرار گیرد. برخلاف سناتور مک‌کین، من صریحاً اعلام می‌دارم که ما نمی‌خواهیم پایگاه دائمی مانندکره جنوبی در عراق داشته باشیم بلکه می‌خواهیم تسلط امنیتی وسیعتری را در منطقه به‌دست آوریم.

متأسفانه در این سالها ما با اتخاذ سیاستهای مبهم و گاه کجدار و مریز از کار اصلی خود و سیاست خارجی آمریکا بازمانده‌ایم و از زیر مذاکره جدی درباره سیاست خارجی خود شانه خالی کرده‌ایم.این روش دیگر قابل ادامه نیست. اکنون زمان پایان دادن به این جنگ فرارسیده است.

(2)
آدم‌ ما در ایران

از: جیمز روبین ـ نیویورک تایمز دوشنبه 14 جولای 2008

آزمایشهای موشکی اخیر ایران چشمک و چراغی بود هرچند کم‌فروغ در زمینه این که مذاکرات اتمی میان ایران و نیروهای غرب در حال پیشرفت است. این مذاکرات چه موفق شود و چه موفق نشود؛ زمان آن فرا رسیده که واشنگتن یک پست سیاسی در تهران دائر کند. هفته پیش یکی از مقامات عالیرتبه به من گفت که وزیر خارجه کوندالیزا رایس منتظر تأیید رئیس جمهوری بوش است تا یک بخش حفاظت منافع آمریکا را در تهران افتتاح نماید. این فکر ظریف و هوشیارانه‌ای است که دموکراتها و جمهوریخواهان هر دو باید از آن حمایت کنند.

ایران یک پدیده غیر عادی در خاور میانه است. در ایران آمریکا از نظر دولت یک دشمن است اما اکثریت مردم این کشور، آمریکا را به‌عنوان مظهر آزادی و تعامل می‌شناسند.
سیاست آمریکا باید بر اساس این پدیده دوم شکل بگیرد. بیشتر ایرانیان، آمریکای واقعی را جز آن می‌بینند که سیاستهای جنجالی دولت و مطبوعات ارتجاعی آن را تصویر می‌کنند. مردم ایران اکنون فشار اصلی‌شان به دست آوردن حقوق دموکراتیک در مملکت و سیاست اعتدال در سطح جهانی و بیرون از مرزهاست. و این، آن چیزی است که دیپلماتهای ما باید بخوبی از آن آگاه باشند. هدف اصلی آنها باید این باشد که وسایل سفر ایرانیان را به ایالات متحده آسان سازند.

آمریکا از پس اتفاقات سال 1979 هیچ دیپلماتی را به ایران نفرستاده است. منافع آمریکا در ایران توسط سویس حمایت و حفاظت می‌شود. در حالی که در کشورهای نه‌چندان موافق و حتی مخالف ما، مانند کوبا چنین نیست و آمریکا می‌تواند به تأسیس دفتر حفظ منافع خود در ایران حتی اگر روابط سیاسی مقطوع است اقدام کند. این دفتر می‌تواند در محل سفارت سویس مشغول به کار شود و به صدور ویزا و دیگر امور کنسولی بپردازد.
چنین دفتری بالطبع نباید مورد استفاده مواردی مانند اقدامات امنیتی و گردآوری اطلاعات مورد استفاده قرار گیرد. بلکه این دفتر می‌تواند به دیپلمات‌های آمریکایی فرصتی بدهد تا سیاست پیچیده دولت ایران را از نزدیک مشاهده و ملاحظه کنند و اطلاعات دست اول به‌دست آورند.

در حال حاضر ما فاقد یک پست دیپلماتیک هستیم که در تهران مستقر باشد در حالی که ایجاد چنین دفتری به‌ دیپلماتهای آمریکایی فرصت می‌دهد که ناظر سیاستهای پیچیده و گاه مبهم حکومت تهران باشد. ایجاد این دفتر کمک می‌کند که آمریکا به سیاستهای کورکورانه و ناشناخته و از سر ناآگاهی متوسل نشود.برای کسانی که روابط فعلی ایران و آمریکا را به جنگ سرد تشبیه می‌کنند برقراری یک حضور دیپلماتیک در تهران نباید به‌صورت پایگاه فکری و تبلیغاتی درآید. مگر ما در بحبوحۀ جنگ سرد برای اتباع کشورهای شوروی و چین تسهیلاتی فراهم نمی‌کردیم و مگر آنان را در اوج مبارزات ضد کمونیستی به آمریکا راه نمی‌دادیم؟

کارنامه دولت بوش در زمینه دیپلماسی بسیار ضعیف است. باوجود این که کره شمالی و ایران از سوی رئیس جمهوری محورهای شرارت خوانده شده‌اند وزیر خارجه، رایس، سعی دارد که در ماههای آخر حکومت بوش، دولت در زمینه ارتباطات با این دو کشور به توفیق‌هایی نایل آید و وزارت خارجه در مذاکره با کره شمالی به توفیق‌هایی دست یابد. ایجاد یک واحد سیاسی در ایران تنها نیازمند یک حرکت کارآمد و سازنده است و بر فراز آن گامی به‌سوی جلو برداشتن است.

بعد از هفت سال امتناع از مذاکره و روبرویی بلاقید و شرط با ایران، عملا کاخ سفید چیزی به‌دست نیاورده است. کمک ایران به استقرار وضع در امنیت در عراق، فراموش نشدنی است. ایران در برپایی ثبات در عراق بسیار اندک به آمریکا کمک کرده است. با تظاهرات و مانوورهای اخیر به‌نظر نمی‌رسد که مسألۀ غنی‌سازی اورانیوم ظرف ماههای آینده هم به‌نتیجه برسد. شورای امنیت مجازاتهای ناچیزی را برای ایران در نظر گرفته است.

اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم، دولت بوش در دور دوم حکومت خود بمراتب با قابلیت بیشتری عمل کرده است. باید اعتراف کرد که وحدت کلی که میان قدرتهای بزرگ در ماههای اخیر پیدا شده است موفق به وادار کردن ایران به حرکت مداوم به سوی تهیه سلاح اتمی نشده است و حتی به توقف کردن یا کند کردن تولید موشکهای میان‌برد موفق نگردیده است و تجربه پرتاب سه موشک شهاب در هفته گذشته گواه این مدعاست.

ممکن است ایران با این حضور دیپلماتیک موافق نباشد و به آن روی خوش نشان ندهد. در این صورت واشنگتن به‌خاطر این گشایش در جامعه بین‌المللی اعتبار به‌دست می‌آورد و دولت ایران را با خشم مردمی مواجه خواهد ساخت که خواستار سفر به ایالات متحده‌اند. در مقابل و به‌صورت بدل، مقابل ممکن است تهران خواستار افتتاح خط ارتباطی مسافری میان آمریکا و ایران شود. در چنین حالی ما باید سیاست مقابله چهره‌ها را با یکدیگر به مقابله پروسۀ متقابل مبدل سازیم.

تحول اساسی در مورد ایران را باید از دولت بعدی آمریکا انتظار داشت و دید که آیا آن دولت می‌تواند بر فراز این مشکل پرواز نماید یا نه؟ و آیا خواهد توانست در بسته‌بندی بعدی چیزی ارائه دهد که مخلوطی از باور به دیپلماسی و تکیه بر سیاست منزوی ساختن ایران باشد.

(3)
تحلیل خبری
تصمیم به‌حضور در مذاکرات بین‌المللی با ایران نشانۀ تغییر جهت سیاسی آمریکاست

از: الین شیولینو و استیون‌می‌مه‌‌یر
نیویورک تایمز ـ پنجشنبه 17 جولای 2008

تصمیم دولت آمریکا مبنی بر اعزام یک مقام عالیرتبه وزارت خارجه این کشور برای شرکت در مذاکرات ژنو و بحث درباره جواب ایران به بستۀ پیشنهادی 1+5 نشان از یک تغییر جهت ناگهانی در سیاست خارجی آمریکا در خاور میانه و بخصوص ایران دارد.
دولت بوش تاکنون شرط مذاکرۀ رو در رو با ایران را منوط به متوقف ساختن کامل فعالیتهای هسته‌ای از سوی این کشور نموده بود اما حالا نشانۀ دو تغییر در این سیاست دیده می‌شود:

اول آن که آمریکا از موضع قبلی یادشده در بالا عدول کرده و حاضر به مذاکرۀ غیر مشروط رو در رو با ایران شده است؛دوم آنکه حضور آمریکا در این مذاکرات، جان تازه و قدرت بیشتری به گروه 1+5 می‌دهد که با ایران یکصدا روبرو شوند و نوعی به ایران بفهمانند که یکپارچه هستند و مذاکرات نهایی جدی در صورت متوقف ساختن فعالیتهای اتمی ایران پیش خواهد رفت. این تمایل به نشستن با ایران بر سر میز مذاکره مستقیم نشانۀ آن است که شاید آمریکا می‌خواهد جهت روابط سیاسی خود را با ایران بکلی تغییر دهد همچنانکه در مورد کره شمالی کرد و در همین حال باید به‌یاد داشت که این تغییر جهت به‌شدت مورد مخالفت دوستان نومحافظه‌کار دولت بوش قرار خواهد گرفت.

شان‌مک‌کورمک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا اظهار داشت: «شرکت نفر سوم دیپلماسی خارجی آمریکا در مذاکرات ژنو، علامت روشن و بیّنی است که حکومت آمریکا می‌خواهد با آن نشان دهد که به راه‌حل‌های سیاسی پای‌بند است.»باید به‌خاطر داشت که تمام همراهان دیپلماسی آمریکا و نیز خاویر سولانا رئیس دیپلماسی اروپا مدتهای درازی است که ایالات متحده را برای شرکت در مذاکرات رویاروی، زیر فشار گذاشته‌اند.

روز چهارشنبه خانم کریستینا گالاش سخنگوی دفتر آقای سولانا اظهار داشت: «ما از این تصمیم آمریکا به‌شدت خرسندیم زیرا این تصمیم به ایرانی‌ها نشان می‌دهد که آمریکا خواستار حل مسأله از طریق مذاکره است و در عین حال این حرکت اظهار روشنی به ایران است از جدی بودن مسأله از نگاه اتحادیه اروپا.»یک مقام معتبر سیاسی آمریکا که مایل به ذکر نامش نبود در این باره گفت: «فشار خانم رایس برای حضور نمایندۀ آمریکا در دیدار ژنو، انکارناپذیر است» وی در عین حال افزود که دیک‌چینی معاون ریاست جمهوری و دیگر دولتمردان حکومت بوش در جریان کامل این تصمیم‌گیری بوده و آن را تأیید کرده‌اند.

از سوی دیگر همچنانکه اشاره شد تصمیم به شرکت در مذاکرات ژنو به‌شدت از سوی نومحافظه‌کاران مورد انتقاد قرار گرفت و آنان و در رأس همه «جان بولتون» سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل متحد، کاخ سفید را از این تصمیم سرزنش کرد و از تغییر روش آمریکا مبنی بر عدم مذاکره با ایران تا تعلیق کامل آزمایشهای اتمی انتقاد کرد و گفت: درست در لحظه‌ای که شما تصور می‌کنید دولت از پیچی درآمده ناگهان می‌بیند خود را در پیچ تازه‌ای انداخته است. جان بولتون که ماه گذشته از تصمیم دولت آمریکا در مورد کره شمالی به‌شدت انتقاد کرده بود در مورد موضوع مذاکره با ایران اظهار داشت: «این تصمیم نشان‌دهندۀ سقوط کامل سیاست و طرز فکر دولتمردان دستگاه است.»

در مقابل، با انتشار خبر شرکت آمریکا در مذاکرات ژنو، جان‌کری سناتور دموکرات و رقیب انتخاباتی جرج بوش در دور دوم ریاست جمهوریش، اظهار داشت: «این تصمیم پسندیده‌ترین تغییر جهت حکومت در تاریخ دیپلماسی این سالهاست.» باید دانست که آمریکا و ایران در سالهای اخیر در سطح متوسط مناسبات سیاسی ارتباطاتی با هم داشته‌اند و رایان‌کروکر سفیر آمریکا در بغداد مستقیماً با سفیر ایران در عراق در مورد مسائل مورد علاقه طرفین در این کشور مذاکره کرده‌اند. مذاکره بین مقامات ایرانی و آمریکایی از بعد از واقعه گروگانگیری سفارت آمریکا در سال 79 تا کنون کم و بیش به‌صورتهای مختلف ادامه داشته است. در دوران ریاست جمهوری کارتر، یک بار او هامیلتون جردن رئیس دفتر خود را مخفیانه مأمور مذاکره با ایران کرد. همچنانکه در 1986 ریگان برای آزادی گروگانهای آمریکایی در لبنان، مک‌فارلین مشاور ارشد امنیتی خود را با کیک و انجیل مخفیانه روانۀ ایران ساخت. اما حاصل دیدار او به رسوایی معروف «ایران‌گیت» منجر شد.

یک بار هم پرزیدنت بوش پدر خواسته بود که با هاشمی رفسنجانی که در آن زمان ریاست جمهوری ایران را به‌عهده داشت تلفنی صحبت کند اما معلوم شد که خط تلفن در معرض «شنود» است.اما به نظر می‌رسد که مهمترین دلیل حضور نماینده آمریکا در جلسه ژنو، نامه‌ای است که خانم رایس وزیر خارجه در ماه پیش هنگام تسلیم بستۀ پیشنهادی 1+5 امضا کرد و همراه بسته به تهران ارسال شد.

به‌گفته ناظران در جلسۀ تسلیم بسته، منوچهر متکی وزیر خارجه ایران آشکارا از دیدن نامه‌ای به‌امضای خانم رایس، جا خورد.متکی این ماه در نامه‌ای که مستقلا به خانم رایس نوشته شده بود جواب آن نامه را داد همچنانکه در مورد نامه پنج وزیر خارجه دیگر و آقای سولانا چنین کرد. این نامه‌ها و پاسخ آن از سوی وزارت خارجه ایران نشانه‌ای از تمایل مذاکرۀ مستقیم ایران با آمریکاست.

در نامۀ وزارت خارجه ایران به وزرای خارجه که توسط کارشناسان دیده و خوانده شده است، مطلقاً مسأله هسته‌ای و تبعات آن نادیده گرفته شده اما بر این امر تأکید گردیده که می‌توان در مذاکرات بعدی به یک فصل مشترک و منطقی و سازنده دست یافت.در بستۀ پیشنهادی به ایران، شرط ایست، ایست از هر دو طرف آمده است. به این معنا که ایران به افزایش غنی‌سازی اورانیوم دست نخواهد زد و متقابلا شش قدرت بزرگ به تحریم‌های اقتصادی جدید متوسل نخواهند شد.

در این پیشنهاد گفته شده است اگر ایران غنی‌سازی اورانیوم خود را متوقف سازد و از این کار که ممکن است منجر به دستیابی آن کشور به سلاح اتمی شود دست بردارد؛ دولتهای ششگانه کمکهای مؤثری را به ایران آغاز خواهند کرد. با همه اینها برخی از مقامات رسمی اروپایی معتقدند در حالی که مذاکرات عملا آغاز شده است و ایران موفقانه در آن شرکت نموده همچنان به کارهای هسته‌ای خود ادامه می‌دهد.
 
 
خواندنیها را یاری دهید

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .
 
خواندنیها را مشترک شوید
اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود