صدرالدین الهی از جویندگان طلا تا دیوانگان طلا
در ایالت کالیفرنیا که ما زندگی میکنیم و در اصطلاح آمریکاییها ایالت طلا نامیده میشود، روزگاری «تب طلا» که خود اینها به آن Gold Rush یا دنبال طلا دویدن میگفتند تا حدی بالا گرفته بود که هر مهاجری به کالیفرنیا سرازیر میشد تا مشتی طلا از کنار رودخانهای بهدست آورد. دربارۀ این بحران، نویسندگان آخر قرن نوزدهم و اول قرن بیستم قصهها نوشتهاند که سرآمد آنان بیشک «جک لندن» است با آثار بهیادماندنیاش که خشم و اعتراض او را به «جویندگان طلا» بخوبی نشان میدهد.
اما امسال «تب طلا» از کالیفرنیا به پکن رفته است. قرائن نشان میدهد که چینیها قصد دارند از این المپیک گرانقیمت و در عین حال بیسابقه با طلای فراوان بیرون بیایند. از نظر سیاست ورزشی و بههنگامی که ورزش بهصورت یک ابزار سیاسی در اختیار حکومتهای برتریطلب قرار میگیرد، این «اشتهای طلایی» سابقۀ تاریخی دارد. بسیاری از رژیمهای سیاسی پیروزی ورزشی بهویژه پیروزی در بازیهای المپیک را مدرک «حقانیت» خود میپنداشتهاند و به این جهت المپیکها را سکوی پرش قرار میدادهاند.
تا زمانی که ایدآلیسم المپیکی بارون پیر دوکوبرتن بر رآلیزم سرمایهداری و افزونطلبی سیاسی غلبه داشت بازیهای المپیک جدید از کجرویها و زیادهخواهیهای رژیمها در امان بود. اما از آغاز المپیک سیزدهم (1936 ـ برلن) که هیتلر تصمیم گرفته بود در آن شایستگیهای نژاد برتر را از طریق توفیقهای ورزشی ثابت کند (و «جسیاونز» سیاهپوست آمریکایی با چهار مدال طلای 100، 200، 100×4 متر امدادی و پرش طول او را خشمگینانه وادار به ترک استادیوم کرد)، زشتیهای سیاست بر زیباییهای معصومانۀ ورزش غلبه کرده و هر بار بهنحوی خود را نشان داده است.
در المپیک 1952 که شورویها برای نخستین بار پا به میدان بازیها نهادند شیوۀ تربیت قهرمانان و ارائۀ آنها در میدانهای ورزش بهعنوان وسیلۀ نشان دادن حقانیت طرز فکر اردوگاه سوسیالیستی درآمد. از آن سال تا روز فرو ریختن دیوار، اردوگاه سوسیالیسم به کار قهرمانسازی بهطوری مشغول بود که هر بینندۀ سادۀ تلویزیون یا شنوندۀ معمولی رادیو قبول میکرد که مدالهای طلایی که توسط این قهرمانان درو میشود دلیلی است بر صحت شیوۀ حکومتی اردوگاه شرق. اینک که این بنده نزدیک به پنجاه و پنج سال است به بازیهای المپیک نگاه میکنم، بیاختیار بهیاد میآورم تلاشی را که در سالهای اوج جنگ سرد میان آمریکا و شوروی بر سر هرچه بیشتر بردن مدالهای طلا درمیگرفت.
شاید در فرصتی مناسب دربارۀ چگونگی پذیرفتن چین به بازیهای المپیک مفصلا بنویسم و باز یادآوری کنم که چگونه با توطئه آمریکا، چین که حتی در شورای امنیت توانسته بود بهجای تایوان بنشیند در نزد پیر مردان کمیته بینالمللی المپیک هنوز «سرخ» بود و حق شرکت در بازیهای المپیک را نداشت و حتی گاه فدراسیونهای بینالمللی فدراسیونهای ملی را که با چین داد و ستد ورزشی داشتند به محرومیت یا محرومیت موقت محکوم میساختند.
اما حالا چین برگذارکنندۀ بازیهای المپیک است و بیست و نهمین دورۀ این بازیها را برگذار میکند. «تب طلا» به جان پکن افتاده است. چینیها برای اثبات حقانیت «کمونیسم رولزرویسی» سعی دارند که در بازیهای پکن بیشترین طلاها را از آنِ خود کنند. برای این منظور پول خرج میکنند. به این اعداد در نهایت دقت توجه فرمایید.
1. چین 20میلیارد دلار خرج آمادهسازی خود برای بازیهای المپیک کرده است؛
2. چین 3000 مدرسۀ دولتی تربیت ورزشکار دارد؛
3. چین دارای 000/400 محصل در مدارس تربیت ورزشکار است.
الگوبرداری این مدارس که به هیچ روی مورد ایراد این بنده نیست، درست از روی مدارس تربیت قهرمان در کشورهای سوسیالیستی صورت گرفته است. این نوع تربیت از یک جهت لااقل در خور تأمل و تحسین است و آن، این که در آنها به قهرمانسازی در معنای تجاری کشورهای سرمایهداری توجه نمیشود بلکه بعد از آن که از این اردوی بزرگ، نیروی در خور توجهی بیرون آمد به آن نیرو از نظر تربیت بیشتر و ساختن قهرمان پرداخته میشود. طبیعی است که دانشآموزان این مدارس وقتی به مرحلهای میرسند که به قابلیت فیزیکی در خور توجهی نایل میآیند مربیان آنها را تحت تعلیم جدیتر با برنامههای قهرمانسازی قرار میدهند.
مجله هفتگی تایم در شماره 23 ژوئن خود، رپرتاژ مفصلی از اردوگاههای آمادگی و بدنسازی بهخاطر المپیک تهیه و ارائه کرده است. نویسندگان عنوان رپرتاژ خود را «دیوانه برای طلا» برگزیدهاند و عکسهایی از تمرینهای ورزشهای مختلف چاپ کردهاند که از هر جهت دیدنی است. در گزارش گفته میشود که کارشناسان و مربیان تربیتی ورزشی در جستجوی یافتن استعدادهای جوان، به روستاهای دور و نزدیک میروند و بچههایی را که قابل تربیت برای قهرمانی تشخیص میدهند، انتخاب میکنند و به مدارس ورزشی منطقه میسپرند.
این بچهها معمولا در سنین آخر دبستان و آغاز دبیرستان هستند. خبرنگاران تایم از غیر بهداشتی بودن تأسیسات این مدارس و فشاری که به بچهها برای تمرینات سخت وارد میآید، حرف میزنند. البته مسؤولان رسمی در مذاکرات خود با خبرنگاران مدعی هستند که در این مدرسهها بچهها فقط دو ساعتی در روز تمرین ورزش میکنند. اما دانشآموزان در غیاب مسؤولان مدعی هستند که روزانه حد اقل پنج ساعت مجبور به تمرین ورزش مورد نظرند.
خبرنگار تایم مینویسد من در هیچ یک از خوابگاههایی که بازدید کردم کتاب و دفتری ندیدم. و این بر شگفتی من در برابر ادعای مسؤول مدرسه که گفته بود کار اصلی ما در این مدرسه تدریس است با احتساب تعلیم ورزش برای ایام فراغت دانشآموزان، میافزاید. خبرنگار تایم میافزاید وقتی من از «وان تنیگ» دختر پانزدهساله که دونده است برنامه کارش را پرسیدم و سؤال کردم که ایام فراغتش را چگونه میگذراند، نگاهم کرد و گفت: «میدوم و میخوابم» و این تمام روز من است.
هنوز فرصت داریم که دربارۀ این «جویندگان طلا»ی پکنی بنویسیم اما نه گمان برید که تنها در پکن وضع بدین منوال است. این روزها المپیک معدن طلای تاجران بزرگ جهان است. آنها میدانند که جهان دو هفتهای مدهوش این بازیها خواهد بود. پس باید نام کالا و محصولشان همه جا باشد تا «لذت فروش» از دست نرود.
خواندنیها را یاری دهید
از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .
خواندنیها را مشترک شوید
اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود