خواندنیها - Khandaniha - با بچه‌ها بزرگ شویم !

• شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۱۷ مه ۲۰۰۸    » لینک مستقیم    چاپ کنید

با بچه‌ها بزرگ شویم !

طاهر بن جلون صدرالدین الهی
چندین سال پیش مجموعه کتابهای کوچکی به دستم افتاد که دنیای بزرگی در آن بود. چند جلد از این کتابها را در پاریس خریدم و با خود به آمریکا آوردم. کتابها حاوی سؤالاتی دربارۀ موضوعات مهم فکری جهان امروز بود که به‌صورت گفتگوی ساده، به‌قلم نویسندگان برجسته میان آنها و فرزندان یا نوادگانشان جریان داشت. کتابها را ناشر معروف فرانسه Sevil چاپ کرده بود. به امید آن که روزی بتوان اینها را برای بچه‌های ایرانی منتشر کرد چندتایی را ترجمه کردم و بعد، از دوست مهربانی که یار همیشگی در مورد خرید کتاب از فرانسه است خواستم که بقیه را هم برایم بفرستد.
این هفته به کتاب اول این مجموعه که به‌قلم طاهر بن ‌جلون شاعر و نویسندۀ بزرگ مراکشی‌الاصل فرانسوی است برخوردم و ترجمه‌ای که باب طبع بچه‌های ایرانی باشد. دیدم بد نیست در این صفحه بخشی از آن را چاپ کنم. در ترجمه سعی کردم که اصطلاحات و اسامی ایرانی را به‌کار بگیرم تا قابل فهم‌تر باشد. کتاب بن‌جلون تعریف خشونت و نژادپرستی است از زبان این نویسندۀ بزرگ برای دخترش


بابا بزرگ به من بگو خشونت چیه؟ بابا بزرگ، من خیلی وقتها از زبون بزرگترها شنیده‌ام که فلان‌کس رفتار خشونت‌آمیزی داره یا فلانی آدم خشنیه. به من بگو خشونت یعنی چی؟
خشونت به همۀ کارهایی گفته می‌شه که اسباب اذیت و آزار دیگران بشه.
مثلا کتک‌کاری؟
کتک‌کاری یکی از انواع خشونته. خشونت هزارها شکل و صورت داره. مثلا وقتی یک نفر در صف اتوبوس می‌خواد خارج از نوبت سوار بشه و برای این کار به‌زور، دیگرونو عقب می‌زنه، یک کار خشونت‌آمیز کرده.
خوب در این صورت آدمها اگر زورشون برسه اونو کتک می‌زنن
اینم خشونته.
و اگه زورشون نرسه بهش فحش می‌دن
فحش دادنم یه صورت دیگه از خشونته.
تو مدرسه چی؟وقتی بچه‌ها دو دسته می‌شن و به جون هم می‌افتن و کتک‌کاری می‌کنن
این خشونت دسته جمعیه.
اما تو خونه به ما گفتن که اگه خانم معلم یا آقای ناظم ما را تنبیه کرد و چوب زد، نباید حرفی بزنیم. چون برای تربیت ما لازمه
لابد واستون این شعرم خوندن که: «چوب معلم گله، هر کی نخوره خله.»
آره...آره!
اما نه عزیزم، در مدرسه هم نه معلم نه ناظم نه مدیر حق ندارن شمارو بزنن. چوب زدن خشونته و اگه توی مدرسه شما یاد بگیرین که وقتی کسی کار بدی می‌کنه باید کتکش زد، بزرگ که شدین این درس توی زندگیتون اثر می‌ذاره
یعنی چطور میشه؟
یعنی شما می‌شین یک آدم خودخواه که تا کسی بر خلاف میل شما حرف زد، فکر می‌کنید باید اونو بزنید.
خوب پریروزها من این کارو کردم
چه کاری کردی؟
آخه اردشیر هی لج کرده بود که رنگ آبی قشنگتر از قرمزه. هر چی بهش خواستم بگم که قرمز قشنگتره، باز دهن کجی می‌کرد. منم زدم تو گوشش، گریه‌اش افتاد
کار خیلی بدی کردی. آدم حق نداره اگه یه کسی با حرفی که اون می‌زنه موافق نیست، بزنه تو گوشش.
پس باید چی کار کرد؟
باید اونقدر باهاش صحبت کرد که یا اون قبول کنه حرف تو درسته یا تو قبول کنی که اون راست میگه.
آخه اگه آدم فوری تسلیم بشه بهش می‌گن بی‌عرضه، پَه‌پِه
بهتره به آدم بگن په‌په تا بگن قلدر.
خوب شد گفتی قلدر. خاله مهری پریروزا به مامان شکایت می‌کرد که شوهرش تو خونه قلدری می‌کنه....قلدری یعنی چی؟
قلدری یه نوع دیگه‌ای از خشونته که خیلی هم رواج داره. یعنی شوهر خاله مهری وقتی میاد خونه همه مجبورن که هر چی اون میگه گوش کنن. رادیو را خاموش کنین، چشم! پنجره رو را واز نکنین، چشم!
راست میگی، من یه‌دفه اونجا بودم. شوهر خاله مهری یه دستوری داد. نرگس، دختر خاله‌ام یه خورده فس‌فس کرد تا کارو انجام بده، که یکهو شوهر خاله مهری یک عربده کشیده که در و پنجره به لرزه در اومد. بعدشم لیوان چاییشو ول کرد تو آئینه اطاق، هر دو تا شکستن و همه از ترس مثل موش از هر طرفی در رفتن
بارک‌الله حالا داری می‌فهمی که قلدری یه‌جور خشونت یکطرفه است که صورتهای مختلف داره. آدمهای مختلف می‌تونن به اشکال مختلف قلدر باشن. هر کسی که حرف خودشو بالاترین حرف بدونه اسمش قلدره.
پس قلدرها یه دسته مخصوص هستن؟
نه، قلدرها کوچیک و بزرگ دارن. از شوهر خاله مهری که کوچیکه‌س بگیر و برو بالا. اون واسۀ خونواده‌اش قلدره. صبح که می‌ره اداره رئیسش واسۀ اونو تمام کارمنداش قلدری می‌کنه. بعد رئیس رئیسش همینطور از پایین تا بالا. وقتی آدما نتونن با ملایمت با هم کنار بیان، قلدری قاعدۀ اصلی می‌شه.
تو دنیام همینطوره؟
آره. دنیا یه خونوادۀ بزرگه. اگه همۀ افراد این خونواده نتونن با هم کنار بیان، پرزورتر می‌شه قلدر و به اونای دیگه زور می‌گه.
اما اگه اونا گوش نکنن چی می‌شه؟
جنگ می‌شه. کشت و کشتار میشه. جنگ بدترین صورت خشونته.
خوب اگر خشونت بده، چرا ماتوی فوتبال به‌هم تنه می‌زنیم و یکی اون یکی رو میندازه زمین
هاه. سؤال خوبیه. اگر یک حرکتی ولو سخت، مطابق مقررات و قانون باشه، اسمش دیگه خشونت نیست. تو همین فوتبال تنه زدن قاعده داره. اگه درست تنه بزنی و توپو بگیری مطابق قانون فوتبال رفتار کرده‌ای. اما اگه از پشت تنه یا پشت پا بزنی و حریفت زمین بخوره، خشونته و داور تورو و تیم تورو تنبیه می‌کنه.
پس چرا میگن فوتبال بازی خشنیه یا کشتی ورزش خشنیه؟
هیچکدوم از این ورزشها خشن نیستند. این آدمها هستند که بدون رعایت قوانین بازی و ورزش اونارو خشن می‌کنن.
پس قانون ضد خشونته؟
ـ صد در صد. قانون برای این درست میشه که جلو زور گفتن و خشونتو بگیره. در ورزش تو اینو خیلی خوب میتونی ببینی و بفهمی. سوت داور در فوتبال یا بسکتبال سبب میشه که مسابقه متوقف بشه و این وقتی است که یکی از بازیکن‌ها قانون را رعایت نکرده.
پس قانون مال اینه که با خشونت مبارزه بشه؟
یکی از کارهای قانون، مبارزه با خشونته. اما خود قانون برای برقراری نظم و آرامشه. برای اینه که وقتی قانون حکومت میکنه خشونت نمی‌تونه کاری از پیش ببره.
بابا بزرگ من فهمیدم که خشونت یعنی چی. حالا میتونی بگی چطور میشه خشن نبود؟ چطور میشه با خشونت مبارزه کرد؟
راه مبارزه با خشونت یک راه ساده‌اس.
اسمش چیه
مسالمت.
مسالمت یعنی چی؟
مسالمت یعنی این که ما در برابر آدمهای خشن رفتاری داشته باشیم، که اونها مجبور بشن خشونتو کنار بذارن.
اگه آدمهای خشنی باشن اصلا به این رفتار ما توجه نمی‌کنند
خیال می‌کنی. آدم آدمه. حتی خشن‌ترین آدمها نمی‌تونه در مقابل آرامش و مسالمت تسلیم نشه. در دنیا آدمهایی بودن که با مسالمت سخت‌ترین خشونتها را به زانو درآوردن.
مثل کی؟
مثل گاندی.
همون مرد لاغر عینکی که عکسش تو کتابهای ماست و بهش پدر هند میگن؟
آره.
گاندی چی کار کرده؟
خوب سؤالی بود گوش کن تا قصۀ گاندی را برات تعریف کنم........
 
 
خواندنیها را یاری دهید

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .
 
خواندنیها را مشترک شوید
اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود