خواندنیها - Khandaniha - چهل سال پس از تختی

• پنج شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۶ - ۷ فوریه ۲۰۰۸    » لینک مستقیم    چاپ کنید

چهل سال پس از تختی

صدرالدین الهی
در تهران چهلمین سال درگذشت غلامرضا تختی با حضور گروه کثیری برگذار شد و مطبوعات و رادیو تلویزیونها پوشش گسترده‌ای به آن دادند.روزی که تختی در تهران درگذشت من در پاریس بودم اما از دور و نزدیک از احوال او خبر داشتم. تختی بی‌شک بزرگترین پهلوانی است که تاریخ کشتی جدید ایران به خود دیده است. من از سال 1952 بعد از آن که او مدال نقرۀ المپیک هلسینکی را به‌دست آورد تا سال 1964 که در آخرین مسابقه در بازیهای المپیک توکیو دیدمش، با او همواره سلام و علیک صمیمانه‌ای ـ داشتم؛ اما مانند بچه‌های کشتی‌نویس کیهان ورزشی به او زیاد نزدیک نبودم.

چند هفته پیش خانم هما سرشار می‌خواست در برنامۀ پرشنوندۀ روزهای شنبه‌ خود با بابک پسر تختی صحبتی داشته باشد. اطلاعاتی می‌خواست که تقدیمش کردم و سپس دربارۀ تختی گفتم:

کاش پسر او که می‌گویند دستی به قلم دارد یا یک صاحبنظر بی‌طرف واقع‌بین بیوگرافی او را بنویسند. بی‌شک این بیوگرافی یکی از زیباترین و جالبترین افسانه‌های حماسی خواهد بود. در مقاله‌ای که علی سرشار از قول عبدالله موحد نوشته است و بعد از این یادداشت می‌خوانید، از گریستن تختی حرفی به‌میان آمده اما من خود در آخرین کشتی او در المپیک 64 توکیو بعد از این که مغلوب شد؛ با رفتاری که مسؤولان کشتی با او داشتند و به هیچش می‌گرفتند، شاهد گریستن کودکانۀ او بودم. آن پهلوان یل مردافکن، طفل بازیچه‌شکسته‌ای را می‌مانست که با گریه دل خسته را تسلی می‌دهد. درآن روز در تالار کشتی توکیو منصور مهدیزاده و محمدعلی صنعتکاران او را به سینه می‌فشردند و می‌کوشیدند تا دیگران گریستن شیر را نبینند.

وقتی که او رفت درّی از تهران با من، تیتر اول کیهان ورزشی را مشورت کرد؟ درّی تیتر زده بود: «دل شیر خون شده بود» و من به او گفتم که این تمامی حقیقت سالهای آخر اوست.
من در تهران نبودم ولی به من گفتند روزی که در ماه سپتامبر 1967 عکس پیکر بیجان چه‌گوارا را در روزنامه‌های تهران چاپ کردند، تختی سر چهارراه پهلوی و شاهرضا مقابل کافه شهرداری عکس را دیده و به رفقایش گفته بود: «مرد یعنی این»

... و من تهران بودم شبهایی که هنوز تختی کشتی می‌گرفت و سالن پارک شهر پر می‌شد و در ردیف‌های بالا، سایه و سیاوش کسرایی می‌آمدند تماشا و من تهران بودم که کسرایی شعر جهان‌پهلوان را ساخت و ما در کیهان ورزشی چاپ کردیم. این شعر 41بیتی که ابیاتی از آن را در همین صفحه می‌خوانید، «جهان‌پهلوان» نام داشت. و کسرایی آن را در بهمن ماه 1340 یعنی سالها پیش از مرگ تختی سرود و بعد از چاپ در کیهان ورزشی در مجموعه «خون سیاوش» یکی از کتابهای شعرش چاپ کرد.

جهان‌پهلوان
از: سیاوش کسرایی

جهان پهلوانا صفای تو باد
دل مهرورزان سرای تو باد
بماناد نیرو به جان و تنت
رسا باد صافی سخن گفتنت

روانت پرستندۀ راستی
زبانت گریزنده از کاستی
دلت پر امید و تنت بی‌شکست
بماناد ای مرد پولاددست

عزیزا نه من مرد رزم‌آورم
یکی شاعر دوستی پرورم
 
 
خواندنیها را یاری دهید

از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .
 
خواندنیها را مشترک شوید
اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود