محمود موسائی فعال سیاسی و شاعر جوان مقیم ایران ، دیدگاه خود در باره عدم پاگیری جنبشهای مردمی در گذشته را به زبانی ساده و عاری از واژه های "دهان پرکن" تحلیلگران امروز برای ما شرح می دهد . خود او در مقدمه کوتاه این نوشته یادآوری می کند که « تحلیلهایی که من ارائه می دهم تاحد امکان سعی می کنم برای 100درصد مردم قابل فهم باشند » . او با اشاره به جنبش سبز می گوید« اکنون بهترین موقع است چراکه جنبش سبز پس از 8ماه فراز ونشیب متاسفانه با داشتن همان نواقص وموانعی که من قصد دارم بدانها اشاره کنم دچار افول شد در این رابطه شاید دوستانی که هم دانش سیاسی بیشتری دارند وهم صاحب قلم هستند بسیار نوشته اند اما همانطور که گفتم عینک من ، عینکی است از طبقه سوم جامعه وکسی که خود در بطن همه جریانات قرار داشته است» . این مطلب را که حاوی نکات برجسته و به زبان ساده است با هم بخوانیم . این مطلب ادیت نشده و بدون کم و کاست منتشر می شود .
موانع تحقق جنبش های مردمی در ایران
اکنون بهترین موقع برای طرح "موانع تحقق جنبش های مردمی در ایران" است چراکه جنبش سبز پس از 8ماه فراز ونشیب متاسفانه با داشتن همان نواقص وموانعی که من قصد دارم بدانها اشاره کنم دچار افول شده است . در این رابطه شاید دوستانی که هم دانش سیاسی بیشتری دارند وهم صاحب قلم هستند بسیار نوشته اند اما همانطور که گفتم عینک من ، عینکی است از طبقه سوم جامعه وکسی که خود در بطن همه جریانات قرار داشته ،لذا تحلیل هایی که من ارائه می دهم تاحد امکان سعی می کنم برای 100درصد مردم قابل فهم باشند از آنجایی که این مسئله بسیار مهم است بیش از پیش نیازمند نقد ونظرات دوستان عزیز درجای جای این کره خاکی هستم ولذا خودم سعی می کنم تاحد امکان مختصر ومفید بنویسم.
قبل از ورود به مبحث اصلی لازم می دانم تعریفی از یک جنبش سیاسی موفق ارائه دهم: به اعتقاد من جنبش سیاسی موفق ،جنبشی است که ازبطن جامعه شکل گرفته باشد ،اقشار مختلف جامعه ازهر صنف وگروهی درآن مشارکت داشته باشند ،اهدافش از قبل مشخص وبرای همه تعریف شده باشد از یکی رهبری واحدبرخورداربوده وتابع قوانین وبدور از هر گونه هنجارشکنی تاحصول به نتیجه ادامه یابد.مهمترین موانع تحقق جنبش های مردمی درایران:
1-دغدغه های فکری مانعی برسر تحقق - درخوشبينانه ترين حالت بايدگفت کمتر از 10درصد ایرانیان ازآرامش فکری وروحی برخوردارند وبیش از90درصد مردم درهر شغل وجایگاهی با مشکلات فکری دست وپنجه نرم می کنند وحتی فرصت اندیشیدن به مسائل کلان کشورشان را ندارند .وقتی صحبت از دغدغه فکری می شود از تلاش برای تهیه نان شب که مشکل اکثر مردم این کشوراست گرفته می شود تا دویدن در ادارات برای پاسخ نامه ها ودرخواست های خود وهزاران مورد دیگر که البته بیشتر آنها را دولت وحاکمیت آگاهانه وصرفا به خاطر مشغول کردن مردم ایجاد می کند وقتی شخص حتی رای تهیه نیازهای اولیه خود با مشکل مواجه می شود وناچاراست تمام تلاش وفکر وذکر خود را روی آن هزینه کند به نظر شماآیا وقت وفرصتی برای اندیشیدن به آزادی بیان پیدامی کند متاسفانه آشفتگی فکری امروزه مشکل بزرگی است که جامعه ما باآن دست وپنجه نرم می کند وبازهم متاسفانه عامل ایجاد آشفتگی های فکری صاحبا قدرت هستند ودلیل ایجادش کاملا واضح است تا مردم را از تفکر واندیشه برحقوق پایمال شده شان بازدارند والبته این مشکلات به قدری سنگین وخسته کننده اندکه توان اندیشیدن را از مردم می گیرند.پس مادامی که مردم ما دارای تفکری آزاد نباشند نمی توان انتظار داشت حتی فکر تشکیل یک جنبش سیاسی را داشته باشند چه رسد به تلاش برای تحقق وپیروزشدن آن.ناگفته نماند بسیاری از همین مشکلات هم هستند که سبب خسته شدن مردم والبته وقوع انقلاب می شوند که البته همیشه جنبش ها بهتر وکم هزینه تر از انقلاب ها هستند.
2-ترس :وقتی صحبت از ترس می شود انواع واقسام ترس را در دل خود دارد .ترس از دست دادن جایگاه ومقام .ترس از دست دادن سرمایه.ترس از دست دادن خانواده.ترس به خطر انداختن جان و.. اگر شما هم مثل من درگیر مسائل سیاسی بوده باشید قطعا دربحث ها وصحبت های سیاسی با مردم بارها این اثرات ترس را مشاهده کرده اید در قالب جملاتی اینگونه مگر از جانمان سیر شده ایم.همه چیز از بین می رود. پس خانواده ام چه می شوند و...این ها همه حاکی از وجود ترس دربدنه اجتماع است والبته ترس مانع بزرگی است بر سر راه جنبش های مردمی چراکه (سربازی که بترسدجان خود ودیگرسربازان را به خطر می اندازد) اساسا انسان ترسو جرات رویارویی با صاحبان قدرت را ندارد پس مادامی که مردم از صاحبان قدرت بترسند نمی توان انتظار تحقق جنبش های مردمی را داشت .
3- بی تفاوتی نسبت به سرنوشت خود وجامعه خویش- من همیشه درتقسیم بندی های خود از مردم جامعه معتقد به وجودطبقه بی تفاوت ها که اتفاقا میلیونی هم هستند هستم .بازهم اگر در مباحث سیاسی توجه کرده اید طیف بزرگی از مردم اینگونه پاسخ می دهند به ما ربطی ندارد..چیش به ما می رسه....همه دستشون توی یک کاسه است.....بچسب به زنگی اینها بازی هستند وجواب های نامید کننده بیشمار دیگر..این طیف معمولا محافظه کارند یا از سر ترس ترجیح می دهند ناظر قضایا باشند هرچند مخالف وضع موجودند و لی ترجیح می دهند خود را به بی تفاوتی بزنند.دلشان با جنبش است ولی به جنبش نمی پیوندند لذا تا زمانی که با استفاده از تبلیغات واطلاع رسانی طیف بی تفاوت ها را به طیف ناراضی ها نپیوندیم نمی توان انتظار موفقیت جنبش را داشت.
4-ضعف اطلاع رسانی از اهداف وعملکرد جنبش ها به مردم-.قبلا هم بارها گفته ام هر جنبش و حرکتی که ازپایگاه مردمی لازم برخوردار نباشد قطعاباشکست مواجه می شود ومردم به جنبش نمی پیوندند مگر اینکه بدانند با عضویت درآن وتحقق آن چه سودی حاصلشان می شود واین درسایه اطلاع رسانی است چراکه مردم بامطلع شدن از اهداف وبرنامه های جنبش است که به عضویتش در می آیند متاسفانه اکنون که من برای شما می نویسم عصر زندگی ایرانیان درسانسور وعصر فقر رسانه راستگو است پس چگونه انتظار دارید جنبش های مردمی رشدکنند وبه پیروزی برسند.
5-عدم وجود رهبري واحد ومنسجم در راس جنبش-در این رابطه نیازی به توضیح زیادنمی بینم چراکه دیدید تعدد رهبری درجنبش سبز وتضاد فرمان ها سرانجام جنبش رابه کجا کشاند.دوستان رمز پیروزی جنبش ها در طول تاریخ داشتن رهبری واحد ومنسجم بوده. چراکه صدور فرمان ها از یک شخص اتحاد درون جنبشی ایجاد می کند ،،، جنبش با رهبری واحد دچار تنش نمی شود وبا اتحاد وانسجام به سمت هدف حرکت می کند پس جنبش های اخیر در ایران فاقد رهبری واحدبوده وهستند واین از دلایل عدم تحقق آنهاست.
6-ایرانیان قهرمان پرستند و روی برگ برنده شرط می بندند-والبته قهرمان را زود از عرش به فرش می کشند.من بارها در انتخابات های مختلف دیده ام شخص مثلا مخالف احمدی نژادبود ولی با این طرز فکر که احمدی نژاد درهرصورت پیروز است به او رای می داد وبرای اینکارش توجیحش این بود که یک رای من تاثیری ندارد.این یک مشکل بزرگی است درجامعه ما که دوست داریم در اردوگاه پیروز باشیم هرچند خوشمان نیاید دوست داریم با برنده باشیم هرچند مخالف ما باشد . والبته همیشه هرکس را که قهرمان کردیم خودمان هم از عرش به فرشش می کشیم با کوچکترین لغزشی که شاید حتی او مقصر نباشد پس به اعتقاد من تا این روحیه عدم ریسک در ما وجود دارد نمی توان انتظار تحقق جنبشی را داشت
7- جنبشهاي مردمي در ايران به صحنه رويارويي مردم با يكديگربدل مي شوند- درحالي كه عمدتا جنبش هاي مردمي مي بايست صحنه رويارويي مردم با صاحبان قدرت باشدمتاسفانه با ترفندهايي به صحنه رويارويي مردم باهم بدل مي شود كه البته بسيار زيان آوراست.يكي ار عواملي كه باعث اين مسئله مي شود ضعف اطلاع رساني درون جنبشي است وديگري هم ترفند صاحبان قدرت در مرتبط كردن خواست اعضاي جنبش با حذف يك مسئله اعتقادي مردم كه سبب ايجاد تفرقه مي شود لذا تا زماني كه حاكميت موفق ميشود مردم رامقابل هم قراردهدچيري كه درجنبش سبزبارها ديديم نمي توان انتظارموفقيت جنبشي را داشت.
8-سوۀ استفاده اراعتقادات ديني مذهبي سد راه تحقق جنبش ها- دين واعتقادات ديني يك مسئله فردي بوده واز فردي به فرد ديگر متغير. اما وقتي افراد درقالب يك جنبش مردمي وارد عمل مي شوند مي بايست اعتقادات ديني وارد جنبش نشود چراكه تضاد وتناقص ايجاد مي شود چيري كه در اين اواخر تحت عنوان اختلاف شيعه وسني ضرباتي شديدبه مردم وارد كرد. مردم مي بايست فارغ از هرنوع گرايش ديني ومذهبي تنها درجهت اهداف جنبش بكوشند .حاكميت از تعدد گرايشات ديني در ايجاد تفرقه بين جنبش سود مي جويد ومانع تحقق جنبش مي شود.
9-روحيه محافظه كازي حاكم برجامعه ايراني:جنبش يعني حركت داراي تحرك ومحافظه كاري يعني سكوت وحفظ وضع موجود دوچير ضدهم.متاسفانه تعداد كثيري از ما ايرانيان محافظه كارهستيم وترجيح مي دهيم آرامش نسبي داشته باشيم لذا مي بايست اين روحيه محافظه كاري به روحيه تغيير خواهي مبدل شود تا جنبشي صورت گيرد.
10-عجله وكم حوصلگي ما مانع موفقيت جنبش ها - ما ايرانيان ديرشروع مي كنيم وزود نتيجه مي خواهيم چيزي غير ممكن،جنبش ها مردمي نيازمند تفكر وبرنامه ريزي اند و عجله وسرآسيمگي درآنها جايي ندارد ،پس مي بايست عواطف واحساسات كنترل شود وتازه شايد يك جنبش از زمان شروع تا انتها 10سال به طول بينجامد واين نيازمند بردباري است كه ما ازآن بي بهره ايم.
11-سهم خواهي وقدرت طلبي مانعي جدي بر سر راه جنبش ها- برخي از اشخاص به خاطر منافع شخصي به جنبش مي پيوندند كه شامل قدرت يا ماديات است اين گروه از همان ابتدا به فكرتقسيم غنائم هستند .تاريخ نشان داده هر حركتي كه درآن پاي نفع شخصي ميان باشد محكوم به شكست است.پس بايد كوشيد اين روحيه سهم خواهي را ازبين برد.
12-نفت مانعي بر سر راه جنبش ها- حتما تعجب مي كنيد ومي گوييد چرا نفت؟ دولت وحاكميت براي تحميل مشروعيت خود نيازمندثروت است ومنبع درآمدش نفت لذابافروش وتوزيع پول نفت جنبش ها را سركوب مي كند.نيازي به توضيح دراين رابطه نمي بينم.
13-اعتيادبلايي خانمان سوز - درباب اعتياد قبلا مفصل سخن گفته ام .فقط كافيست مقايسه كنيدسن وميزان اعتياد قبل وبعدازانقلاب را تا دريابيد چرا و به چه دليل اعتياد اينگونه رشد كرده است. فقط بگويم ؟آيا از يك معتاد كه فكرش تامين مواد است مي توان انتظار مشاركت در جنبش سياسي داشت؟
14- موقعيت ژئوپولوتيكي ايران - تقسم بندي قوميت ها وفاصله ايجادشده بين قوميت هاي مطرح مانع اتحاد وتشكيل جنبشي همه گير است.به فزض بختياري ها در 4 استان مختلف تقسم شده اند ترك ها در همه كشور پراكنده اند و....اجماع كليد هرپيروزي است وتفرقه عامل شكست. هرگاه درطول تاريخ قوميت ها متحد شدند پيروزي حاصل شد نمونه اش انقلاب مشروطه.
15-شكاف عميق بين عوام وروشنفكران - بركسي پوشيده نيست كه اكثريت جامعه ايراني را عوام كوچه بازار تشكيل مي دهند و عوام بعنوان تاثير گذارترين قشر جامعه در همه مسائل داخلي هستند .متاسفانه جنبش هاي سياسي در ايران به عوام بهايي نمي دهند و برعكس حاكميت وصاحبان قدرت از عوام بعنوان عامل بازدارنده وكنترل كننده جنبش ها وحركت هاي اعتراض آميز استفاده مي كنند همان بحث روياروي مردم با مردم واين نتيجه عدم ارتباط درست ومنطقي روشنفكران با عوام است . روشنفكران هيچگاه اهداف جنبش ها وحركت ها را براي عوام تشريح نكرده اند وهيچگاه براي عوام در خلال جنبش جايي متصور نشدند واين دستاويزي شد براي حاكميت كه از عوام استفاده سوء بكند ومثلا ديديم در حوادث اخير عوام را فريب مي دادند كه معترضين به امام حسينبي حرمتي كرده اند چيزي كه قطعا نادرست بود اگر عوام هم در بطن جريان وجنبش بودند قطعا حاكميت راه وچاره اي نداشت جز پذيرش خواست مردم .پس يكي ديگر از موانع جدي عدم تحقق جحنبش هاي مردمي ايران شكاف عميق بين عوام ونخبگان است.
16 - ورود نظاميان به صحنه سياسي واقتصادي كشور- امام بارها نظاميان را از دخلات درامورسياسي اقتصادي منع كرد اما امروز مي بينيم بسياري ازپست هاي كليدي دست نظاميان است . سپاه در فعاليت هاي اقتصادي مشاركت جدي دارد و نظاميان در هر انتخاباتي چندين كانديد دارند. ازآنجايي كه ورود نظاميان به عرصه هاي سياسي سرانجام منجر به ديكتاتوري مي شود وديكتاتوري دقيقا ضد هر حركت وجنبش مردمي است پس ورود نظاميان به صحنه هاي سياسي واقتصادي مانعي جدي است در برابر رشد جنبشهاي مردمي.
17-تعدد انتخابات هاي مختلف در كشور - ما دركشورمان 4 انتخابات مختلف داريم كه هركدام از اين انتخابات از زمان تبليغات تا چند ماه بعد از اتمام انتخابات چندماهي مردم را مشغول مي كنند واز طرفي درسطوح پايين تر مثل انتخابات شوراها كه گاها فاميلي و محله اي مي شود افراد خواسته يا ناخواسته خود درگير ميشوند واين از طرفي مدتي مردم را مشغول مي كند كه به مسائل مربوط به جنبش هاي اجتماعي نينديشند واز طرفي خود افراد وارد مسائل كشوري ميشوند پس اين تعدد انتخابات خود عامل بازدارنده جنبش هاي مردمي است چراكه يك نوع سرگرمي واز طرفي نوعي تنش واختلاف سليقه بين مردم ايجاد مي كند پس بايد فلسفه انتخابات و اصول انتخابات سالم بررسي شود واصلا اهداف دولتمردان از برگزاري انتخابات متعدد تجزيه وتحليل شود تا مشخص شود كه انتخابات سالم به معناي دقيق كلمه نداريم صرفا نوعي مشغول نمودن مردم است وبس.
18-وجود فضاي امنيتي بسيار بسته وهمراه با خشونت وقوه قهريه عرصه را بر جنبش هاي مردمي تنگ مي كند:درحوادث اخير ديديم دولت از هرگونه برخورد با معترضين ابايي ندارد واين فضاي رعب ووحشت را به جامعه تزريق مي كند چيزي كه ما نع پيوستن افراد به جنبش مي شود.
19-سوبسيدها ويارانه ها مانعي جدي بر سر راه تحقق جنبش هاي مردمي - بارها گفته ام دولت سوبسيدي حاصلش ملت مصرف كننده وبي مسئوليت وبي تفاوت است.مردم مي ترسند با دولت درافتند تا مبادا دستشان از آن ناقابلي كه هم اكنون تحت يارانه به آن مي رسد كوتاه شود .اين طبيعي است وقتي مردم به دولت ماليات ندهند واز دولت يارانه دريافت كنند دليلي براي اعتراض به مثلا ناپديدشدن ميلياردها دلارپول نفت نكنند وصدها مورد ديگر.پس تا زماني كه مردم ما مصرف كننده باشند نبايد انتظار اعتراض جدي به دولت وحاكميت را داشت.
20-كم تجربگي ويابي تجربگي اعضاي حاضر درجنبش - در جنبش سبز به وضوح ديديم كه به خاطر بي تجربگي اعضاي جنبش كه عمدتا زير30سال بودند در برخي موارد جنبش موضع گيري هاي نادرستي مي كرد ،شتاب زده عمل مي كرد وخلاصه مشخص بود تجربه حلقه مفقوده جنبش است لذا مي طلبد از تجارب جنبش ها وحركت هاي مردمي در تاريخ اطلاعات كسب كرد واز چهره هاي باتجربه كمك گرفت وبا تجربه عمل كرد.
21-نقش ضعيف زنان در حركت ها وجنبش هاي مردمي در ايران- اگر نگاهي به جنبشهاي سياسي در جهان بيندازيم به وضوح مي بينيم زنان دوشادوش مردان وحتي پيشتاز مردان در جنبشها حضور فعال داشته وبر حقوق وخواستهاي خود پافشاري مي كنند .همه مي دانيم جمعيت زنان دركشورما بيشتر از مردان است اما به خاطر حاكميت سنتها بر ايران هنوز زن جايگاه اجتماعي خود را پيدانكرده است زنان حتي در مواردي كه آشكارا به حقوقشان تجاوز مي شود سكوت اختيار مي كنند ويا كمرنگ ظاهر مي شوند اما من حق زنان برجسته اي همچون عبادي را ناديده نمي گيرم .ليكن روي سخن من با جامعه زنان است كه باوجود اينكه فرزندان و مردانشان به كام مرگ ميروند سكوت اختيارمي كنند . اگر زنان هم دوشادوش مردان درصحنه ظاهرشوند جنبش را همراهي كنند قطعا نتيجه خواهد داد چراكه حاكميت نمي تواند همان برخورد تندي كه با مردان دارد بازنان هم داشته باشد.پس يكي از موانع تحقق جنبش ها در ايران كم رنگ بودن حضور زنان در بطن جنبش است.
22-سير وروند حركت جنبش ها در ايران همراه نوسان است - همانطوركه درتعريف جنبش هم اشاره كردم جنبش سياسي از زمان شروع تا حصول به هدف مي بايست تداوم داشته باشد .اماجنبشهاي مردمي درايران همراه فراز وفرودند .بعنوان مثال جنبش سبز درپاره اي مواقع پرفروغ ظاهر مي شود ودر برخي موارد بسيار كم رمق .اين نوسانات درسطح جنبش، جنبش راآسيب پذير مي كند و سبب مي شود صاحبان قدرت وقت لازم براي كنترل ويا ضربه زدن به جنبش داشته باشندپس لازم است جنبشهاي سياسي تداوم داشته وتا رسيدن به نتيجه ادامه يابند.
23-جنبشهاي سياسي درايران تبلور مطالبات مردم نيستند:ممكن است انتظارات ومطالبات مردمي كه به جنبش مي پيوندند يادرصددپيوستن هستند متفاوت باشد.برخي اقتصاد را مد نظر دارند،برخي مسائل اجتماعي،برخي آزادي ها و....لذا مي بايست جنبش طوري برنامه ريزي شود كه همه حس كنند آنچه مي خواهند در درون جنبش نهاده شده وپس از پيروزي به آن خواهند رسيد.اين اتفاق درجنبش سبز رخ نداد مردم فقط معترض به نتيجه انتخابات بودند وهيچ برنامه اي مشخص اعلام نشد لذا ديديم خيلي از مردم از جنبش فاصله گرفتند.پس مي بايست خواست تك تك اعضاي جامعه در در برنامه ها واهداف جنبش لحاظ شود.
24-جنبشهاي مردمي در ايران به اشخاص معترضند نه به قوانين وبرنامه ها:دوستان جنبش سياسي نبايد به فرد معترض باشد بايد به قانون گريزي ،به برنامه هاي نادرست معترض باشد.چراكه حاكميت مي تواند به فرض رييس قوه قضاييه را در اعتراض مردم به زنداني هاي اخير عوض كند وتوجيه كند ولي اگر اعتراض به قانون وفلسفه زنداني كردن باشد چه خواهد كرد؟ حتي حاكميت مي تواند مهره هايي را فدايي كند براي نشان دادن مشروعيت لذا مي بايست اعتراضات جنبش ها از اعتراض به فرد به اعتراض به قوانين تغيير كند چيزي كه اكنون متاسفانه در جنبش سبز ما نمي بينيم.
25-جنبشهاي سياسي نيازمند هزينه اند - اين طبيعي است كه افراديك جنبش در مسير جنبش متحمل هزينه هاي مالي ،زماني وگاهي جاني مي شوند .تجربه نشان داده بسياري از ما فقط مي خواهيم درسود شريك باشيم و حاضربه هزينه كردن نيستيم ولي مگرمي شود بدون هزينه چيزي هم بدست آورد؟ بسياري از دوستان كه مي توانستند وانتظار مي رفت درجنبش سبز هيچ هزينه اي متحمل نشد وبرخي هم جان خود را هزينه كردند پس دوستان تازماني كه همه ما حاضر نشويم براي تحقق جنبش هزينه كنيم در حدتوانمان ،نبايد انتظار تحقق جنبشي در ايران را داشت.
26 - جنبشهاي سياسي نيازمند ارتباط با دنياي بيرون هستند - اگر جنبشي صرفا در داخل كشور رخ دهد واخبارش به بيرون درج پيدانكند حاكميت مي تواند با تمام قدرت جنبش راسركوب كند لذا درز اخبار جنبش به بيرون واطلاع يافتن جامعه جهاني حاكميت را از كاربرد قوه قهريه عليه جنبش بازمي دارد جنبش سبز انطور كه بايد وشايد اين كار را انجام نداد .لازم است اهداف وبرنامه هاي جنبش نحوه برخورد حاكميت با جنبش به اطلاع مجامع بين المللي برسد.
27-جنبشهاي سياسي نيازمند ياري ايرانيان در جاي جاي جهان هستند- من برخلاف برخي از دوستان كه معتقدند فقط كساني كه داخل كشورند حق اظهار نظر در امور داخلي را دارند معتقدم همه ايرانيان در جاي جاي جهان به يك اندازه حق دارند براي آينده كشورشان تصميم گيري كنند واظهار نظر داشته باشند.از اپوزسيون وتندرو ها گرفته تا ميانه رو ترين احزاب واشخاص مي بايست در قالب يك جنبش با اهدافي مشخص وارد ميدان شوند.متاسفانه در جنبش اخير هركس براي خودش سازماني تشكيل داده بود و برنامه اي جداگانه داشت ونتيجه اش اين شد كه ديديم .پس مي طلبد همه ودر راستاي تحقق جنبش تلاش كنند واز خواستهاي فردي جدا پرهيزشود.
28-وقت كشي وعدم بهره گيري بهينه از زمان وفرصتهاي ايجادشده:
جهان قلمرو مشق سياه كاري نيست
چوامتحان قلم نقطه جابه جا مگذار
يك فرصت سياسي دوبار دست نمي دهد وزمان به عقب باز نمي گردد .هنرسياستمدار مديريت زمان است وبايد كوشيد از هر فرصتي نهايت استفاده را كرد. جنبش سبز با تزلزل اين دست وآن دست كردن ها بسياري از فرصت هاي طلايي را از دست داد .من معتقدم تا زماني كه ما نتوانيم زمان را مديريت كنيم .هم نيروي انساني وهم سرمايه را هدر خواهيم داد وجنبشي به وقوع نخواهدپيوست.
29-پايين بودن دانش وفهم سياسي در ايران سدي در برابر تحقق جنبشهاي اجتماعي- جنبشهاي سياسي نيازمند فهم ودانش سياسي مطابق با روز دنيا هستند چيزي كه در ايران متاسفانه درپايين ترين سطح است. وناشي از ضعف اطلاع رساني درست و بالابودن اطلاع رساني نادرست است. مثال مي زنم من در مورد هدفمند كردن يارانه ها 5مقاله نوشته ام واين طرح را درشرايط كنوني از جوانب سياسي،اقتصادي، اجتماعي،فرهنگي و..نقدكرده ام درصورتي كه مردم براي پركردن فرم هاي اين طرح سرودست مي شكنند وبر سر خوشه بندي چه بحث هايي كه نمي كنند .
30-اتخاذ مواضع دوپهلو - در چندسال اخير بقدري رهبران و فعالان سياسي مواضع دوپهلو اتخاذ كرده اند كه همه دچار نوعي سردرگمي شده اند هنوز بر سر اصول ابتداي بحث وحرف وحديث است مثال ميزنم .آقاي خاتمي درمورد دموكراسي ببينيد چه مواضعي اتخاذ كرده يك بار گفته خواهان دموكراسي ناب است-يك بار گفته دموكراسي ديني-يكبار گفته اصلا ما دموكراسي نمي خواهيم ما مخالف اسلام طالباني هستيم يا ميرحسين در حوادث اخير چند بار دوپهلو موضع گرفت-مواضع هاشمي در نماز جمعه معروف را مقايسه كنيد با موضع گيري اخير.وصدها مورد ديگر...مي خواهم بگويم مردم ما از مواضع دوپهلو خسته شده اند واين متاسفانه حاصلش سلب اعتماد است كه دقيقا نقطه مقابل جنبشهاي سياسي است. پس بايد نشست وفكري اساسي كرد به دور از هرگونه تزلزل و دوپهلويي.
31- بي برنامگي جنبش ها عدم هماهنگي وهم صدايي بين طيف هاي حاضر در جنبش- اين مورد زياد احتياجي به تشريح ندارد هرگاه دانشجويان حركتي اعتراضي را شروع مي كنند مردم خاموشند.هرگاه كارگران معترض مي شوند دانشجويان سكوت مي كنند.هرگاه زنان فرياد مي كشند مردان سكوت اختيار مي كنند.پس تازماني كه همه به هم نپيوندن جنبش درحد يك اصطلاح باقي خواهد ماند.
درپايان اين نوشتار يكبار ديگر از دوستان عذرخواهي مي كنم كه به خاطر رعايت اختصار به برخي موارد خيلي گذرا اشاره كردم .
تذکر - متاسفانه ناچار شدیم بخش نظرات خواندنیها را برای پیشگیری از سوء استفاده غیر فعال کنیم . این نظر آقای ر- آبان به صورت دستی اضافه شده است :
جناب موسایی گرامی! در نوشته کوتاه خود به نکات بسیار مهمی که مانع پیروزی جنبش های اجتماعی در ایران میگردد اشاره کرده اید . همه این نکات بنوبه خود دست حاکمان را در خریدن زمان و تشدید تفرقه و سرکوب جنبش باز میکند. اتفاقی که در تمام این سال های سیاه بار ها و بار ها شاهدش بوده ایم. برداشت من این است آن حلقه اصلی و مفقوده که بدرجه موثری میتواند بسیاری از موانع را خنثی کند و مردم را به پیروزی و آزادی و عدالت برساند ، نبود یک شورای رهبری از تمام گرایشات سیاسی/ اجتماعی است. شورایی متشکل از سوسیالیست ها ، لیبرال ها و محافظه کاران سکولار. شورایی از حمهوری خواهان و مشروطه خواهان حول برقرای حقوق بشر و دمکراسی سکولار و حفظ یکپارچگی ایران. زمانی که مردم احساس کنند که رهبران و فعالین سیاسی بر سر این اهداف به توافق رسیده اند و خیالشان آسوده بشود که کشور از این بد تر نخواهد شد و کسانی هستند که قادر به مدیریت کلان کشور در این شرایط طوفانی هستند و پس از بر کناری جمهوری اسلامی آزادی ها تامین و برادر کشی و خواهر کشی نخواهد شد ، در آنصورت مردم به شکل گسترده تری بپا خواهند خاست. به امید اتحاد گسترده و پیروزی بر این دیکتاتوری وحشی و سیاه
خواندنیها را یاری دهید
از یکسال پیش که خواندنیها را به خانه شما آوردیم تلاش کردیم این پنجره را با امکانات شخصی سرپا نگه داریم اما امروز ادامه کار ما بستگی به یاری شما دارد . به آشنایایتان توصیه کنید به ما آگهی بدهند و اگر توانائی دارید با هدیه ای مختصر ما را در ادامه انتشار خواندنیها یاری دهید ، خواندنیها متعلق به شما است .
خواندنیها را مشترک شوید
اگر مایل هستید ازانتشار خبرهای مهم و مطالب جدید خواندنیها آگاه شوید آدرس ای-میل خود را در گزینه زیر وارد کنید تا بلافاصله پس از انتشار به شما اطلاع داده شود